00:00
00:00
00:01
Transcript
1/0
کلام خدای زنده را از کتاب هزقیال می خوانم. کتاب هزقیال نبی فصل 18 آیه اول. کلام خداوند بر من نازل شد و گفت مقصود شما از آوردن این مسأل در باره سرزمین اسرائیل چیست که می گوید؟ پدران غوره می خورند و دندان فرزندان کند می شود.
خداوندگار یهوفه می فرماید به حیات خودم قسم که از این پس در اسرائیل این مسأل را نخواهی داود. اینک همه ی جانها از آن من است. جانهای پدران همانند جانهای پسران از آن من است. هر جانی که گناه کند همان خواهد مرد.
اگر کسی پارسا باشد و انصاف و ادالت را به جا آورد و برکو روی کوها خوراک نخورد و چشم به سوی بوتهای بی عرضش خاندان اسرائیل بد نیفرازد و زن همزه های خیش را بی اسمت نسازد و به زنی در ایام قاعدگی دزدیکی ننماید و برکسی زرم نکند گروه کسی را که از او قرض گرفته به او باز پستهد و مال کسی را غرض نکند بلکه نان خیش را به گروستنگان دهد و برهنگان را به جامعه بپوشاند و نقد خود را به ریا ندهد و سود نسته تاند و از بینصافی بپرهیستد و انصاف حقیقی را میان افراد برقرار دارد و در فرایز من سلوک کند و قوانین مرا نگاه داشته آنها را با آمانت به عمل آورد چون این کسی پارساز و بیقین خواهد زیست این از فرمود خداوندگار یهوه
اما اگر این شخص بسری خشن و خنریز تولید کند که یکی از این کارها را به عمل آورد، اگرچه خود او هیچی که از اینا را نکرده باشد، یعنی بر فراز کروها خوراک بخورد، زن همساهی خیش را بی اسمت سازد و بر فقیران و نیازمندان ستم روادارد و مال دیگری را غصب کند و آنچ را بگرو گرفته باسبست ندهد، و چشمان خیشها به سوی بوتها برف را زد و مرد که به عمال کراحت آور شود و نقد خود را به ریاده هد و سود بستاند.
آیا چون این کسی زنده خواهد مند؟ البته که نم. و به سبب همه کارهای کراحت آوری که کرده هست به یقین خواهد مرد و خونش برگردن خودش خواهد بود.
حال اگر این مرد پسری داشته باشد که همه گناهانی را که پدرش مرتکب می شود ببیند و آنها را ملاحظه کرده مانند پدرش عمل نکند یعنی بر فراز کوها خوراک نخورد و چرش به سوی بودهای خاندان اسرائیل بر نیف رازد و زن همسایخیش را بی اسمت نسازد و بر کسی ستم روانه دارد و گروه نگیرد و مالی کسی را غصب نکند بلکه نان خیش را به گرستنگان دهد و برهنگان را به جامعه بپوشاند و دست خیش از گناه باز دارد و ریا و سود نستاند و قوانین مرا به عمل آورد و در فرائض من سلوک کند چون این کسی به سبب گناه پدرش نخواهد مرد بلکه به یقین زنده خواهد مند
و اما پدرش از آنجا که ستم روا داشته و مال برادرانش را غصب کرده و در میان قوم خیش بانچه نیگون نیست، عمل کرده، در گناه خیش خواهد مرد.
اما شما میگویید چرا پسر متحمل بار تقصیر پدر نشود؟ وقتی پسر به انصاف و پارسایی عمل کرده و تمامی فراعیز مرا نگاه داشته و انها را به جای آورده است، به یقین زنده خواهد مرد. اگاه که گناه کند، اوز که خواهد مرد. پسر متحمل بار تقصیر پدر نخواهد شد و نه پدر متحمل بار تقصیر پسر خواهد. پارسایی شخص پارسا به حساب خودش گذاشته خواهد شد و شرارت شخص شریر نیز به حساب خودش.
اما اگر شخص شدیر از همه گناهانی که متکب شده روی بگرداند و همه ی فرایزه من را نگاه داشته به انصاف و پارسایی عمل کند به یقین زنده خواهد موند و نخواهد موند. هیچیک از نافرمانی هایی که متکب شده به ضد او بیاد آورده نخواهد شد بلکه به سبب آن پارسایی که به جا آورده زنده خواهد موند.
خدابندگار یهوه می فرماید آیا به راستی من از مردن شخص شریر خوشنود می شوم؟ نه! بلکه از این که او از راه های خیش بازگشت کند و زنده بماند. اما اگر شخص پارسا از پارسایش برگردد و شراط وزد و بروقف همه اعمال کراحتاوری که شریران انجام میدهند، عمل کند، آیا زنده خواهد ماند؟ خیر به هیچ وجه، به واقعه هیچی که از اعمال پارسایانی که به جا ورد و به یاد ورده نخواهد شد بلکه به سبب خیانتی که وزیده و گناهی که کرده از خواهد مرد.
اما شما میگوید راه خداوندگار منصفانه نیست. بس اکنون ای خاندان اسرائیل بشنوید. آیا راه من از که منصفانه نیست یا راه های شما؟ مقتی شخص پارسا از پارسایش برگرد و متکب شرارت شود به سبب آن خواهد مرد. آره او به سبب شرارت که متکب شده خواهد مرد. به همینسان اگر شخص شریر از شرارتی که کرده برگردد و به انصاف و پارسایی عمل کنه جان و خود را زنده نگاه خواهد داشت. ازانجا که او همه اینا فرمانه ها را که مرتکب شده ملاحظه کرده از آنها برگشته هست. به یقین زنده خواهد مند و نخواهد مرد.
اما خاندان اسرائیل میگویند راه خداوندگار منصفانه نیست. ای خاندان اسرائیل آیا راه های من هست که منصفانه نیست یا راه های شما؟ پس ای خاندان اسرائیل خداوندگار یهوفه میگوید من هر ای که از شما را بر حسب اعمالش داوری خواهم کرد.
توبه کنید و از تمامی نوفرمونی های خود بازگشت نمایید تا شرارت موجب سقوطی شما نشود. همه ی نافرمانی ها یا که مرتکب شدید از خود به دور افگنید و قلبی نوع و روحی تازه برای خود فراهم کنید. ای خاندان اسرائیل چرا بمیرید؟ دیرا خداوندگار یهوه می گوید من از مرگ هیچ کس خوش نود نمی شوم پس بازگشت کنید و زنده بمانید.
مگر خداوند خاندن کلامش را به جانهای ما برکت مخشد. به نظر می رسه که مطالعه فروید و تعالیم او کاری احمقانه باشه. زیرا هرچند که در یک زمانی که از بوتهای بزرگ این زمانه بوده اما عده زیادی می گویند که آن بوت اکنون مرده است.
تعالیم سیگمون فروید اکنون به شکل کاملی رد شده و تعداد اندکی هستن که هنوز سایکو آنالاسیس رو امروز به کار میبرن اما در این حال تعالیم فروید مرده نیست. زیرا هنوز تأثیر کلامو وجود داره و کسانی هستن که از تعالیمو پیراوه میکنن.
آنچه که مهم تره اینه که آلودگی تعالیم فروید همچنان در این جان باقی است فرویدنیزم در امروز شبیه یک کارخانه هست که آنها در بالا یک تپه ای کنار یک رودخانه ساختند که برای سالها مواد شیمیای و مسموم رو در آب رودخانه میرخت آن کارخونه اکنون تطیل شده درهاشو بستند اما مواد شیمیایی که وارد رودخانه شده در پاین اون رودخانه در شهرها و دهات مردم هنوز اون آبی رو که آلوده است منوشند
سالها قبل و در فاصله بسیار دور اون آب آلوده گشته اما همچنان آلودیگی اون در رودخانه هست این دقیقا اتفاقه ایه که با تعلیم فروید روی داده در این جهان کارخونه تقریبا بسته شده و دیگه مواد آلوده را به رودخانه نمیرزه اما در پایین رودخونه اون سم همچنان دراب دیده میشه.
سیگمون فرودی که از افراد بسیار مؤثر هست و حتی کلام او بخشی از زبان ما شده اقده تحقیر به عنوان مثال و همچنین ایگو و دیگر واجه های که اکنون وارد زبان انگلیسی شده و یکی از سیسم های پیچیده دروغ هست در اینقدر فرصت کتایی که پیش روی داریم چند کلمه راجع به خود سیگمون فروید خواهیم گفت
ه پس به سه اشتباه بزرگ او فکر خواهیم کرد اپتدا برای آشنایه به او در یک خانواده یهود بود اونی اومد در 1856 در مراویا که امروزه بخشی از چکوس لواکی هست و با خانوادش به وین در اوتریش محاجلت کرد وقتی که چهار سال داشت و در اونجا زندگی کرد اکثر عمرش رو در اونجا سفری کرد و در جوانی پزیشگی رو متعلق کرد و تصمیم گرفت که در بیماره روانه ای تخصص بیدا کنم
اکثر کار هایی که نوشته در انتهای قدم نونزامون به آخر میرسه تعبیر رویاه ها در 1900 چاب میشه و اون رو در بین پیزشکان و منتخصصین می شناختن و یک شخص معروف در بین دیگران نبود مگر پس از پایان جنگ جهانی اول.
ایک از وقعی که در جنگ جهانی اول روی داد این بود که تعداد زیادی از افرادی که بسیار شجاع بودن و در خط اول بودن اونها رو که دوچار بیماری عصبی شدیدی شده بودند از سنگه ها را باز میگردونند به یک بیمارستان اونها موجی شده بودند بسیاری از افسران اوتریش دوچار این بیماری عصبی شده بودند و یا معروض افتاق خشونتباری قرار میگرفتند و یا این که از طریق شکل الکتریکی میخواستن اونها رو درمان کنند تا اونها را برگردانن بار دیگه به خط اول در اون سنگرها.
این درمان به قدر ناخوشهاین بود که عده زیادی از این افسران تصمیم خودکشی گرفتن. یعنی رفتاری که با اونها می شد بسیار بسیار خشونتبار. تنها پس از بایان جنگ جهانی اول هست که جوزیات این چیوه درمانی پخش می شه جیوه ای که با این بیماران روانی انجام داده بودن. صرف از دولت اوتریش مجبور میشه تا گروه از پیزشکان رو معمور سازه تا از اونا که دوچار این بیماری های عصبی روانی شده بودند مراقبت کنن. مسئول اصلی این گروه دکتر سیگموند فروید بود و این باعث شد که او بسیار معروف بشه و از اون زمان بود که شهرت او جهانی شد و شخصی که بسیار در جهان غرب تأثیر بزرگی به جا گذاشت در فرهنگ و تمدن جهان غرب. او بنیان گذار سایکو آنالسیست بود وانچه که او تعلیم می داد البته دقیقا همون چیزی بود که مردم می خواستن بشنون و امرو بشکل بسیار زیبای توصیف میکرد از واجه های تازه استفاده میکرد و ربط داشت به سکس که مردم دوست دارن و ربط داشت به بخش های از زندگی
اگر شما ایک هنرمند بودی و متأثر می شودی از تعالیم فروید این روی کار های هنریه شما دیده می شد به عنوان مثال مارسل پروست شروع به نوشتن کتاب کرد که کاملا متأثر از تعالیم فروید بود و همچنین جیمز جویز، نویسنده آهلندی رومان خود را به نام یولیسیس نوشت که کاملا متأثر از تعالیم فرویده. کل جهان و متفکر در اون جهان در برابر او تعظیم کرده و تعالیم او را پرستش میکرد.
زگمون فروید در بین سال های بین دو جنگ به تحقیقاش ادامه داد و کتاب های خودشون می نوشت تا این که نازی ها به آتشش هم می کنن در 1938 و اونجا رو به محاصله در می آرن و او بایستی فرار کنه و به لندن می آد و در سال 1939 در لندن از دنیا می ره این خلاصه ای بود از زندگی گو.
اکنون بگذارید به اشتباه های سیستم فروید نگاه کنیم. به عنوان یک سیستم برای درمان بیماران روانی عصبی. و اکنون مشخص شده که یک اشتباه بسیار بزرگ بود. برای سیی که صورت گرفته او شخص شده از سیستصد و پنژاه تا از بیمارانی که نزفروید رفتن دو ثبت با اونها وضعیت روحی روانیشون بهبودی یافت. ممکنه فکر کنید این شماره بزرگ است. مشکل اینه که همون تداد افراد که درمانی از هیچ کس دریافت نکردن دو ثبت با اونها نیست بهبودی یافتند. سیستم درمانی فروید بسیار بهبودی کسی نمی گرده به علت اشتباه بنیادی که در اون هست. هرچنکه در اون حقائق کوچک وجود داره اما کل تیوری او اشتباه هست.
البته من سعی نمی کنم با ضعفا و قدرت سایکوانالیسی صحبت کنم زیرا من شبانی کلیزه هستم و متخصص بیماری های روانی نیستم تا در این زمینه بتونم اظهار نظر کنم این چی که تصریم دارم انجام بدم به اینه که عقاید فروید رو بشکل ساده به شما ارائه کنم تا شما وقتی که اونها رو در جهان دیدید تشخیص بدید و اونها رو در جهان خواهید دید وقتی که اونها رو دیدید میدونید که این تأثیر فروید هست و اینا اشتباهه و چون این مطالب در کتاب مقدس نیست و اینا تأثیر ما خرقه بی خواهد داشت و خواهی دانید که سرچشمی اون در کجا هست به این دلیلی که ما این تعالیم اشتباه و این بطهای باطل رو بررسی میکنیم.
زمانی که قوم بنی اسرائیل در سرزمین معود بودن، اطرافیان اونا بطهای فراوانی بودن و اونا به شکل ناگاهانهی متأثر می شودن توسط این خدایان باطل. و پیامبران راستین این بوتهایی باته رو برای اونا توصیف میکدن تا اونا را تشخیص بدن از اونا بترسن و از اونا فراری باشن و جهان ما پرست جون این بوتهاییست و ما نمیخوایم از اونا متأثر بشیم لذا ما مسیحیان میخواییم اونا را تشخیص بدیم و از اونها گریزن باشیم و الواته مشخصه که آنچه که من میگم به شکل بسیار ساده و مختصری هست و تصور نکنین پس از پایان این وعد شما اطلاعات زیادی راجع به سیگمون فرود خواهید داشت زیرا خود من اطلاعات بسیار بسیار اندکی دارم اما به نظر می رسید که فروید کاملاً در اشتباه بود از زیدگاه ما مسیحان هدفقل در سه زمینه بسیار اساسی در وله اول او در مورد وجدان کاملا در اشتباه بود. در مورد وجدان کاملا در اشتباه بود. فروع تعلیم می داد که وجدان هدیگ خدای زنده نیست و ادامه کرد که وجدان راه نمایی برای ما نیست تا نیک و بد رو تشخیص بدیم و او اعتقاد داشت که چیزی به عنوان نیک و بد وجود نداره. روید اعتقاد داشت که هر انسان از سه بخش تشکیل شده دو بخش اساسی اون اید و اگو هست من و ضمیر ناخداغام اون زمیر ناخداغا شامل اون بخشی از وجود ما میشه که در اون اشتیاقا و عارضوهای ماست. ما نمیدونیم اونجا هست اما وجود داره و بسیار قدرتمنده و اید که در همه ما هست بسیار خشونتباره و از نیروی جنسی تثیر میگیره و میخواد خودشو نشون بده میخواد بیرون میاد و خشونت نشون بده و غیره و در بخش آگاه وجودی من من باید تصمیم بگیرم که آیا اجازه بدم اینها از من بیرون بیاد یا نه؟ اون تمایولات خوشونتبارم را نشون بدم یا نه؟ سپس فروع تعلیم میده.
امچنان که انسانها با هم زندگی کردن در جامعه هم دیگر رو میکشن از هم میدازیدن و هم خیانت میکردن و نمیدونستن گناه چه هست. اما پس از قرنها دیدن که به این شکل نمیشه زندگی کرد ما باید یه قانونی داشته باشیم تا بشه زندگی کرد تا مردم بتونن در یک جامعه با هم زندگی کنن هم دیگر نکشن دوزی نکنن فلزا با هم گفتن خب نباید بکشیم نباید زنا کنید نباید بدوزدید زیرا اینا باعث میشه زندگی سخت بشه برای همه وقتی که در جامعه هستن. در نتیجه به بچه هاشون تعلیم دادن که این کارها رو انجام ندن. هیچ ایرادی در این کارها نیست. در دوزدی و قتل و زنا هیچ ایرادی نیست. اما صرفاً جامعه تصمیم میگیری اینها مفید نیست. و در نتیجه یک ابزاری ابدا شد به نام وجدان، البته فروید اون رو سوپر ایگو میخونه و به این شکلی که او وجود وجدان رو دوباره تعریف میکنه و از اون با عنوان سوپر ایگو یاد میکنه چیزی که فرای ضمیر ما هست و در اون یه فهرسی از کارهایی که باید و نباید بکنیم و کار اون مثل یک زندانمانه تا در زندان رو ببنده و اجازه نده اید از اون خارج بشه و با اون تماولات و خواستهای خشونت بارش دسترسی فیدا کنه ما در سال 1920 در کتاب خودشونی می نویسیم.
تمدن بشری با گذر زمان بر روی اون تماییلات افراد جامعه برای ابراز و خشونت مانعی رو ساخته دا این مانع درونی مراقب او باشه. مثل ایک نگهبان که ایک شهر تسخیش شده رو ازش مراقب میکنه. پس مطابق نظر تو فروید شما در درونتون ایدرو دارید که بسیار خوشونتباره شهوتباره ولبته ما مسیحیان با او همراهی هستیم و این خوشونت و این شهوت میخواد خود رو نشون بده بیرون بیاد و جامعه نگهبانی رو ساخته یک نگهبان درونی تا این ایدرو در زندان نگاه داره و ما بادا بیرون بیاد و هرگاه که از اون نافرمانی میشه، ما دوچار درد میشیم، ناراحتی میشیم، افسرده میشیم و فرد حساس و گناه میکنه. و طور تعلیم میداد که اونها گناهکان نیستن. چیزی به عنوان گناه وجود نداره. شریعت خدا وجود نداره. نیک و بد این نیست. هیچ فرمانی وجود نداره. هیچ دستوری وجود نداره که ما از اون نافرمانی کرده باشیم و به گناه افتاده باشیم.
از زید فروید این ها مطالبی هست که پدران به فرزندان یاد دادن و پدران اونا به اونا یاد دادن اینها صرفن سنته که از نسلی به نسل دیگر رسیده. که چیزهایی رو نیک و چیزهایی رو بد میدونن. آنچه که ضرورت داره اینه که مردم نیاز دارن تو وجدانشون زعیف بشه. وجدان بایستی آزاد باشه. از اون زندان بیرون میاد و لذا اون شخص درمونگر، سایکوانالسیس کاری که انجام میده با بیمار روانی که جشن های این مشکلات شده با اون صحبت کنه و اجازه بده تا اون خود رو نشون بده.
آنچنان که در درونش هست کاملا بیرون میاد زرا این برای تو بده. نباید مانه او بشی. اگر اون رو در دران نگاه داری و واسه میشه دوچار افسردگی بشی، هزان و بیماری عصبی و روانی میگیری، لذا خود رو ابراز کن. و این هدف یک فرد هست. و اگر هر فردی خودش رو بروز بده، اون وقت همه به لحاظ روحی روانی سالم خواهند بود. اون وقت در جهان بیماری عصبی و روانی وجود نخواهد داشت. این دیدگاه فروت هست و درمونی که اراه میکنه برای بیماران روانی و عصبی.
اون فشارهای درونی رو در خود نگاه ندارید اگر از کسی بدتون میاد تو بگید بگید من از تو نفرت دارم. چیزی که در بچه ها شما میبینید و این تعلیم فروید هست وجدان باید کاملا نادیده گرفته بشه باسی شجا بشید و وجدان خود رو نادیده بگیرید و اون رو کنار بگذارید و هران چرا که دوست دارید بیان کنید و این تعلیم چقدر دروخ و اشتباه و دوره نسبت به تعلیم کتاب مقدس نسبت به وجدان بقشی از وجود ما هست که ما رو آگاه می سازه از حضور گناه بقشی از شباهت ما به خدای زنده و حقیقی وجدان در دل هر یک انسانی هست و به او یاداوری می کنه که شریعتی وجود داری که فرای ماست.
شریعتی که ما انسانها اون را زیر و پا گذارده ایم و به خاطر شکستن او گناهکار محصوب می شیم. اما فروید چون این تعلیمی نمی ده و در این زمین کاملا در اشتباه هست. او کاملا در اشتباه هست. دوباره من او در مورد دین راستین کاملا در اشتباه است
فروید از مسیحیت کاملا نفرد داشت وقتی که سنه کمی از او می گذشت و با پدرش از خیابون اوهور می کرد ظاهران یک مسیحی زبالهی رو به سوی پدر او پرتاب میکنه. زیرا پدرش یک یهود بود. و اون بچه احساسش شرم میکرد که چرا پدرش انتقام نگرفت. و با خودش عهد از که انتقام خواهد گرفت. و دیگه از مردم اعتقاد دارن که کل زندگی فروید یک انتقام بود.
بسیار مهمه که او سایکو آنالاسیس رو در روز یک شمبگه نیک آغاز کرد. برای این فرد همه چیز مهمه و به نظر من او این روزو به حسب شانس و اتفاق بر نگذید او دقیقاً می دونست چه کاری رو داره انجام می ده او خود رو یک فرد کاملاً بی خدای یهود می دانست او به شدت از دین و مذهب نفرت داشت اونو مورد حمله قرار می داد و به ویجه مسیحیت رو اون کتابی نوشته به نام علیه مذهب که در 1927 اونو به چاب رسانده و در این کتاب اون تمامی عدیان و مذاهب رو به عنوان یک سیستمی تعریف میکنه که بر اساس آرزوهای انسان ابداع شده
توصیف او چون این هست او ادعا میکنه که بني آدم در روی این زمین از همه چیز حراسان بود از صدای رد و برق از باد توفان زلزله و حتی از دریای که بسیار جرف و حراسناک بود او احساس نامنی میکرد. حیوانه که در جنگل بودند، بیمارانی که وجود داشت، بنی آدم در روی قره زمین تنها بود با تمامی این خطرات که او رو محاصر کرده. احساس نامنی میکنه، میترسه و در جهان طبیعی برای چالش های فراوانی هست. بیماری، هیوانات وحشی و فجای طبیعی، بلایاهای طبیعی و بنی آدم برای رویا رویه با این ترس ها چه میکنه؟ او که تنهاست و ترس او رو فلا گرفته چه میکنه؟ تا حساس شادی و امنیت بکنه خدایی رو ابدا میکنه برای خودش و یا خدایانی رو. او به خودش جنین میگه کسی در آن بالا وجود داره کسی که بسیار قدرتمنده کسی که نیروش متعاله کسی که من میتونم او رو خوش نوت زازم کسی که از من مراقبت میکنه و من در این جهان تنها نیستم.
فروی اعتقاد داشت که خدا یک پدر زمینی است که اکنون آسمانی شده من وقت شما رو با مسایل مثل کمپلکس اید و اسنه میگیرم که در اصطوره های یونان هست بسری پدرش رو به قط میرسونه و مادرش ازدواج میکنه و این اصطوره رو وارده تعلیم خودش میسازه اما برای فروید دین و مصحب این اکاثر رابطی ما با پدر زمینی خود هست که اون رو تشمیح می کنیم به یک خدا و اون رو بزرگ می سازیم.
کسانی که تنها هستند، کسانی که ضعیف هستند، احساس نامنیتی می کنند، برای خود خدایی می سازند. خدایی که مثل پدرشونه تا از اونها مراقبت کنه و این زایده ی تخیلات اونهاست. و اون چنین تصوری رو یک بیماری روانی می خونه. تلاش برای احساس امنیت در زمان رنج و مسیبت از طریق یک توهم هست و دیگه زیاد این کار انجام میدن دین آدمی بایستی بخشی از این توهماتو باشه و البته او ادامه میده هیچ کسی که دوچار توهم شده اون رو یک توهم نمیخونه از فروع تعلیم می ده که دین و مثهب یک توهم هست، یک آرزو هست که در دل آدمی هست. مثل ایک عصای دستی برای انسانهایی که زعیف و ناتوانند و نمی تونند با شرایط سخت خودشون روبرو بشند. و این مطلب یه که حتی در مدارس به ما می گند. در محل کار و یا حتی در دیدار از همسایگان به ما میگن دین و مذهب و خدا برای این آدم های ضعیفه که نیاز به یک کمک دارن و شما اون رو ابداع کردید خدایی وجود نداره مکاشفهی وجود نداره مغفرت گناهان وجود نداره برستگاری وجود نداره اصلا در زمینه مذهب کاملا در اشتباه هست
سه و من فروعی در محرد مسئولیت آدمی کاملا در اشتباهه. یعنی که از اشتباهات او هست که تأثیر بسیار منفی روی جامعه غرب گذارده. یکی از تأثیرات عالیه تعلیم مسیحیت در جامعه غرب که اروفا رو شکل آد. این بود که هر شخص مسئول زندگی خودش است من و شما جوابگو هستیم برای کلامی که میگیم برای کاری که انجام میدیم و حتی افکاری که در ذهن داریم زندگیی که انجام میدیم بایستی جوابگو باشیم اما فروید این موضوع رو کاملن نبود می سازه فروید تعلیم می ده که انسان ها مسئول نیستن آدمی مسئول آنچه که انجام می ده و آنچه که هست نیست آدمی مسئول رفتار خودش نیست بلکه او یک قربانی هست قربانی شرایط. مشکل من دیگران هستن. کاری که دیگران انجام دادن و نبایستی انجام می دادن. اونها باعث شدن که من چونین فردی باشم. این تعلیم فروید هست.
پدر و مادر من، کسانی که با اونا در کودکی بزرگ شدم، همه کسانی که زندگی من رو شک دادن، اونها مسئول اشتباهات من هستن. اونها من را چون این فردی ساختن
ولذا اگر کسی کار اشتباهی را انجام میده ویا گناهی را انجام میده ویا مرتکب یک جرم میشه هیچ فایده ندار تا اون را مسئول بدونیم نباید باید اونها را مسئول بدونیم اون فردی یک قربانیه نمیتونه مانه این کارش بشه. او به این شکل ساخته شده. هیچ کس گناهکار وایا مجرم نیست. بلکه اون فرد بیمار هست. و برای اون فرد بیمار چه کاری باید سیانجام بدیم؟ کسی باید اون فرد بیمار رو بگیره و برگردونه به زمان کودکیش و وارد بخش ناخداغاه او بشه. و کشف کنی که در چه جای اون ضربه و آسیب او رسیده. لذا رویاه ها تحبیر می شه تجارب نخوشایند کودکی مورد برسی قرار می گیر اونا رو به یاد می آرن همه اینا توصیف می شه تعریف می شه و سپس وجدان رو به شکل تازهی برنامه ریزی می کنن. و به اون فرد بیمار میگن تو گناهکار نیستی تو مسئول خطاهای خود نیستی بلکه هر کاری که دوست داری باید انجام بدی و اگر به این شکل زندگی کنی اون وقت تو از بیماری روانی شفا پیدا می کنی شعار فروید این هست تو مسئول زندگی خود نیستی و جامعه غرف این تعلیم رو کاملا پذیرفته این مطلب حتی وارده آهنگهایشو که در دحیه شست میخوندن هر خطایی که من میکنم مسب بهش دیگران هستن و نتیجه چونین تعلیمی کاملاً واضح هست
پدر و مادر میترسن بچه های خود رو تنبیه کنن مبادر اونا یک تأثیر منفی روانی روی اون تفل بگذارن که سمره بسیار بدی خواهد داشت در آینده پدر و مادر جرعت نمیکنن فرزندشون رو تنبیه کنن دیرا میترسن که تأثیر منفی روی روحی اون تفل بگذاره و در آینده اثر ناخشایندی روی رفتاه رو داشته باشه اونها حتی جرات نمی کنند به بچه های خود نبگن و هیچ محدودیتی برای اونها قرار نمی دند. مبادر شخصیت اونها رو مترسل بسازند.
در جهان غرب، دادگاه توجه بسیار بیشتری به فرد مجرم داره. تا اون فردی که ازش دوزدی شده و یا صدمه دیده از دست اونو مجرم او یا حتی به قدر رسیده در اون فرد مجرم مسئول نیست او نباید مجازات بشه بلکه باید به اون رحم بشه باید اون درمان بشه از این بیمارش اون رو باید در محیط تازه ای بذارن تا رفتارش رو عوض کنه اون مسئوله رفتارش نیست
در بسیاری از کشورهای اروپایی سیستم رفاه اجتماعی به وجود اومده. هزینیه بسیار زیادی صرف می شه بر اساس تعالیم فروش. زیرا مردم جامعه نمی تونن مسئول زندگی خودشون باشن و لذا دولت بایست مسئول اونا باشه از زمانی که به دنیا میان تا زمانی که در قرب گذارده می شن. زیرا مردم مسئول نیستن اونها قربانین اگر جوانها در خیابون آشوب می کنن و شیشه های ماشین ها رو می شکنن و آشوب بپامیشه دلیل اون اینه که خونه های اونها کچک هست مشکل خونه های اونها هست باید اونها خونه های بزرگتر بدید
اگر بچه های نخست وزیر در یک کشور اروپای ناراحت شدن این به خاطر اینکه روزنامه ها در مورد پدرشون نوشتن که پدر اونا درو گفته و یا وارد رابطه جنسی شده و همسرش قیانت کرده اون فرد مسئول نیست. علت این که بچه ها دوچار ناراحت شدن اینه که خبرنگار این موضوع رو پخش کرده. هیچ کس مجرم نیست. هیچ کس نبایست این مسئول خونده بشه. همه قربانی هستن و چون این تعلیمی باز می گرده حتی به زمان پیدایش در باق عدن وقتی که مرد گناه کرد و از اون میوهی ممنوعه خورد تقصیر رو به گردن همسرش انداخت و گفت زنی که تو به من دادی او بود که من رو وسوسه کرد او به من داد و من خوردم این تقصیر من نیست و زن چه گفت؟ او گفت اون مار من رو فریب داد و من از اون میوه خوردم تقصیر من نیست
عدم مسئولیت پذیری من مسئول رفتارم نیستم و اگر شما به اطراف خود نگاه کنید در جهان غرب ببینید چه تأثیر منفی گذاشته چونین تعلیمی روی جامعه روی رفتار کودکان نوجوان ها با والدینشون
اما دوست عزیز منوان یک مسیحی ما چه میتونیم بگیم در مورد فرویدینزم؟ برای شما این موضوع شاید صرفاً یک تهوری نباشه شاید شما با این مطلب بزرگ شدید انجی که فروید رو بسیار خطرناک میزازه اینه که او مطالبی رو میگه که حقیقت درش هست بله در تعلیم فروید انصار حقیقت وجود داره.
ایک مطلبی که کاملا دروغ باشه خطرناک نیست. دروغی که نیمی از اون حقیقت هست، اون دروغ بسیار خطرناک میشه. بسیار خطرناکی.
ولی ما انسان ها توسط دیگران متأثر می شیم. به معاسب زده می شیم. اتفاقاتی که روی می ده روی ما تأثیر می گذاره. به ویژه اتفاقهایی که در کودکی برای ما روی می ده. ممکنه تأثیر عمیقی روی ما گذارده باشه. پس در این زمین فروید اشتباه نمی کنه.
عدی از مسیحیان کل نظریه فروید رو رد می کنن و از شاید این کار رو درستی نباشه. آموزهای حقیقت این ایز وجود داره. بله، ما اون مشکلات درونی رو داریم که ازش آگاه نیستیم و حاسبی که در کودکی دیدیم و این ممکنه روی رفتار ما تأثیر بگذاره. بله، سایه های گذشته روی زندگی ما همچنان هست و زندگی ما رو شک داده و همچنان روی ما تأثیر میگذاره.
و اگر می خواییم مردم رو کمک کنیم باید یک مطلب رو بدونیم. خیلی ساده است که کل تعالیم فروض رو رد کنیم از پایه و بنیاد اما بایستی بگیم که در اون حقائق نیز وجود داره.
امچنان که در فصل 18 هزقیال خوندیم ما مسئول زندگی و رفتار خود هستیم. برای کارهای خودمون، برای اشتباهات خودمون مسئول هستیم. اگر من خطای رو مرتقب بشم، نمیتونم هیچ کس دیگری رو مسئول بدونم و گناه رو به گردن دیگری بیندازم.
بذارید یک مثالی برای توم بزنم. فرض کنید یک مردی با یک زنی ازدواج می کنه که این خانم بسیار بد اخلاق هست. بسیار بد اخلاقه و شما نمی تونی تصورش رو بکنید و در نهایت این مرد زنش رو ترک می کنه و با زن دیگهی رابطه برقرار می کنه و بعد می گه نگاه کنید به زن من ببینید چگونه با من رفتار کرد. این دلیلیه که من او رو ترک کردم. تخصیر من نیست، این تخصیر زنم بود که من او را راحا کردم.
اما ما به عنوان یک مسیحیم به اون میگیم هیچ عوض و بهانهی وجود نداره. زن تو و رفتار او هیچ ربطی نداره به گناه تو. آنچه که تو انجام دادی گناه نباعثی این کار انجام میدادی و برای کارت مسئول هستی و اون مسئولیت بردگردن تو هست. نه بردگردن زنت. مردم میخوان گناه رو به گردن دیگری بیان دازن. اما کتاب مقدس اجازتش رو به ما نمیده.
ما مسئول هستیم و در روز مجازات با خداوند قاضی عالم روه رو خواهیم شد و در اون زمان غیر ممکنه که بتونیم گناه خود رو به گردن دیگری بیان دازیم. به گردن جامعه، والدین، شرایطی که در اون بزرگ شدیم و غیره. ما مسئول رفتار خود هستیم. نمیتونیم بگیم خدا بنده این برای من اتفاق افتاد. من وقتی که بچه بودم با من بد رفتاری شد. از من زو استفاده شد و من بدل شدم. به چون این فرده این تقصیر من نیست. نه دستان چون این پاسخی رو نمیشه به خداونداد هر شخص به خاطر گناهش مجازات خواهد شد
ما مسئول هستیم و اگر به مردم بگیم که اونا مسئول زندگیشون نیستن یک دروغ بزرگ به اونا گفتیم و تعلیم فروید یک دروغ بزرگ هست و اگر دقت کنید میبینید که فروید امید رو از آدمی میگیره من صرفاً یک قربانی شرائط محیط هستم و هرگز نمیتونم خودم را عوض کنم اگر آنچه که من اکنون هستم هیچ ربطی به من نداره من مسئولش نیستم در نتیجه آنچه که در آینده برای من روی بده هیچ ربطی به من نداره صرفن من قربانی شرایط محیط هستم هیچ مسئولیتی ندارم صرفن یک قربانی هستم شرایط، نیروهای جامعه و دیگران من رو شک میدن برای من هیچ امیدی نیست
اما انجیل و خداوند مایی سایی مسیقی یک خط باطل روی این نظریه می کشه و به ما امید می دهیم به ما امید می بخشیم مخاطب من کسانی هستن که شاید مسیبت و سختی بسیاری رو تجربه کردن در کودکی در نوجوانی جا شما تجربه بسیار تلقی رو داشته باشید و هیچ مطلب این اینست که من بتونم به شما بگم تا به شما تسلیم بده و اون رنج و سختی رو کشیدید و اون رنجی رو که تحمل کردید کم کنم
اما آنچه که بیتونم به شما بگم اینه که هرگز خود رو به شکل یک قربانی شرایط نبینید شما یک گربانی نیستید. ما میتونیم به گذشته نگاه کنیم با همه ی سختی های اون، با همه ی چیزهایی که نخوشاین بود. هرانچه که در کودکی برای ما روی داد، پدر و مادرمون، والده اینمون شرایط سخت خونه، هر سختهی که در کودکی تجربه کردیم و اینا واقعیت هست. اما دوست عزیز، واقعیت بزرگتری وجود داره.
واقعه بزرگتر این است که خداوند ایسای مسیح اون خدای پر فیض خدای پر محبت خدای که نجات دهنده است او به این جهان اومده و گروه دست خود رو به روی شونه ای ما گذارده و میگه من هدگست تو رو ترک نخواهم کرد من تو رو عوض خواهم کرد. من تو رو کامل خواهم کرد. من با تو خواهم بود و در این جهان به تو یاری خواهم داد. من تو رو آزاد خواهم کرد از گزشتیت. من اون زنجیر های رنج و مسیبت رو پاره می کنم. تو رو آزاد می سازم از گذشتت و تو رو از نومی سازم و تو رو شک میدم به شکل یک مخلوق باشکوه و پرجلال.
این خیلی راحته که ما دلمون به حال خودمون بسوزه و گلایه و شکایت کنیم و بگیم این شخصیت من نست. این گذشته من بود که من رو به این شکل ساختم. این پدر و مادر من بودن شرایط جامعه بود که من رو بدل ساخت به چونین فردین. این تجاربی که من داشتم اونها مسئول وضعیت من هستند.
دوست عزیز شما در زندان گذشته باقی نمونید. شما میتونید از اون زندان آزاد بشید. ایسای مسیح میتونه درهای اون زندان رو باس کنه و شما را از اون گذشته ی تارک بیرون بیاره و وارد نور حضورش زازه و آینده ی روشنی رو به شما عطا کنه هچنکه تأثیرات منفی گرفتیم از گذشته ی خود از کودکی خودم و خداوند میتونه اون تأثیرات رو از میان برداره و ما رو شکل بده ما میتونیم عوض بشیم.
با فیض خداوند میتونیم از او اطاعت کنیم. ما میتونیم بدل به کسانی بشیم که خداوند برای اون آفریده شده. پولیس رسول که یک زمان جفا میرسون به کلیس ها. چون این میگه من میتونم هر کاری را انجام بدم. در او که به من قوت می بخشه و من را محبت نموند، در ایسای مسیح منفیدترین بخش از تعالیم فرود اینه که به ما این تاریکی و ناومیدی را عطا می کنه عسیر شرایط هستیم، ما قربانی هستیم و هیچ کاری از دست ما بر نمیاد و مردم کل زندگیشون را سپری میکنن، دلشون با حال خود میزوزن و گلائی میکنن و شکایت میکنن و دیگران را مسبب زندگی خود میتونن بجاه این که نگاه کنن، دیدگان خود رو بدوزن به شخص ایسای مسیح و از خود بپرسن آیا او قدرتمنتر از این تأثیرات هست؟ آیا او میتونه مرا عوض کنه؟ بله دوست عزیز او قدرتش رو دار. او خدای متحاله. او خدای محبته. او قدرتمنتر از همه ی تأثیرات منفی این جهانه. او قدرتمنتر از هر ترمایه هست که در کودکی به شما رسید. هر آسیبی که دیدید روحی روانید.
بله خداوند ماییسایی مسیقه. قادر تأثیرات منفی او رو از میان برداره و به شما شفا و ایمان نجات بخش رو اطاع کنه و از شما یک فرد سالم به سازه. این مطلب این که فروید نمی دونست و نمی خواست بدونم. شخص خداوند ایسای مسیح. در اوست که می تونم هر کاری رو انجام بدم. در او رو که به من قوت و فیض می بخشه.
شاید دوست عزیز شما در این وضعیت قرار دارید. توسط یک گناه شکست خوردید. به زمین خوردید. گذشته شما به شما آزار میرسونه. تصور میکنید. هیچ امیدی برای شما نیست. نه دوست عزیز. در مسیح امید هست. و خاطرات گذشتر رو مسیح میتونه پاک سازه. شما شاید با خود میگید. هیچ امیدی برای من نیست. اون مشکل برای شما ممکنه بسیار بزرگ باشه اما برای مسیح بزرگ نیست او میتونه به شما یاری برسونه او میتونه شما را عوض کنه او خدای قادر متعال هست که جسد پوشید و به جهان اومد بگذارید به او نظر داشته باشید و به او اعتماد کنیم زندگی خود را به او بدیم و بگیم خداونده من ضعیف هستم اما تو قدرتت متعال هست و یاری و فیض تو من میتونم همه کارها را انجام بدهم
فروید و نظریه او
Series هشدار از تعالیم اشتباه
Freudianism
Series 20th Century Idols
| Sermon ID | 92024637144659 |
| Duration | 46:14 |
| Date | |
| Category | Sunday - PM |
| Bible Text | Ezekiel 18 |
| Language | Persian |
Documents
Add a Comment
Comments
No Comments
© Copyright
2026 SermonAudio.
