00:00
00:00
00:01
Transcript
1/0
سیستم الاهیاتی کلونیز بر پنج نکته اصاسی تحکید خاصی می ورزه. می شه گفت اینا اون پنج ستونی هست که کل سیستم برش قرار داره. ما سر می کنیم هر یک از این مطالب رو در یک جلسه بررسی کنیم. دلائل منطقیش رو ارائه میکنیم، دلائل تجربیش رو ارائه میکنیم و از همه مهم دار آیاتی که در کتاب مقدس هست و به ما نشون میده که این تعلیم صحیحه.
هر کدوم از این پنج اصل رو که شما در نظر بگیرید مربوط میشه به چهار اصل دیگه، این ها کاملا یک سیستم منظم بسیار مستحکم و اندیشمند رو تشکیل میدن. حتی اگر شما یکی از اونها رو ثابت کنید بر اساس کتاب مقدسگین، اصل حقیقت داره، چهار اصل دیگر هم به شکل منطقی و به شکل ضروری خود بخود ثابت میشن. اگر ثابت کنید یکی از اونها خطاست، کل سیستم باید کنار گذاشته بشه. غیر ممکنه که این روابط و این همخانی بسیار دقیق توسط آدمی ویا کلیسا ویا کلوین ویا حتی پولوس ترراحی شده باشه. آنچه که متعالم می کنیم بدون شک توسط ذهنی بی نهایت متعال ترراحی شده و در کتاب مقدس به ما عرض شده.
البته نباید فهموش کنید که سیستم لایاتی کلوینیست بسیار گسترده است. گسترده تر از این پنج اصلی که میخواهیم بهش اشاره کنیم و مطالب دیگه ای رو هم دربار میگیره. اما در مطالعهی که ما داریم صرفاً مطالعه ما رو محدود میکنیم به همین پنج اصل خاص سیستم کلونیز. و این پنج اصل براتون اونوان میکنم، اینا رو میتونید از حفظ کنید.
مطلب اول اینه که ناتوانیه کامل آدمی مطلب ای که امروز بهش دقت میکنیم. مطلب دوم، گذینش نمشروط هست. مطلب ثوم، فدیه محدود. نکته چارم، فیض غیرقابل مقاومت یا دعوت غیرقابل مقاومت. و نکته آخر، نکته پنجام، پاییداری عبدی مقدسین. از این پنج نکته هست که میتونین اینها رو یه جا به نمیسید و حفظ کنید.
در جلس امروز ما فقط به اصل اولش دقت میکنیم. یعنی ناتوانی کامل آدمی. باید بگینین به چه معناه هست. بگینین معناه که هر ایک از ما انسانها به طور طبیعی از وقتی که به دنیا میاییم تمام توانای خود را برای رستگار ساختن خودمون از دست دادیم. با قدرت، حکمت و توانایی و سعی خودمون غیر ممکنه بتونیم خودمون رو نجات بدیم و یا شایسته نجات سازیم. دلیل اصلی اون مسئله گناه اولیه است. دلاله دیگه هم وجود داره که بهش اشاره میکنیم. اما موضوع اصلی گناه اولیه است که با حصه تباهی و فساد کامل آدمی شده.
بنی آدم در گناه متولد میشه و این مطلبیه که نه تنها پولیس رسول در رسالهاش مرتب بهش اشاره میکنه بلکه کتاب مقدس بر این اساسه بنا شده که آدمی جدای از مسیحه بدون بشارت انجیل مرده در گناه و جدای از خدای زنده و عقیقی و برکات نجات بخشش به عنوان مثال پروس رسول به احالی کلیسای افسوسیه یاداوری می کنه که قبل از این که اونها نجات یابن و مسیحی بشن وضعیتشون چگونه بود بینهای دقت کنین افسوسیان فصل دو آیه دوازده در آن زمان از مسیح جدا از خاندان اسرائیل غریبه از عهدهای وعد بیگانه و بیامید و بی خدا در این دنیا بودید از این قوی تر نمیشه صحبت کرد.
این نه تنها وضعیت احالی کلیسای افسوسیه بود قبل از این که با خدا و نیسای مسیح آشنا بشن بلکه وضعیت همه انسان هاست. من جمعه من و شما غریبه و بیگانه و جدای از خدای زنده و حقیقه کاملا دور. و بلاها از اون گناه اولیه و همچنین رفتارها و انتخابهای گناه آلود ما خدای زنده به ما پشت کرده. رابطه قط شده. و ما توانش رو نداریم که نزدو او بازگردیم. تماهیلش رو هم نداریم. کاملا نتوانیم.
مطلب این که عدیان زمینی بهش اعتقادی ندارن. ادعا می کنن آدمی به ذات و گناهکار نیست. محسون به دنیا میاد یک ادعا هستن که هرگز گناه نکردن. و تنها کاری که بشر باید انجام بده اینی که تلاش کنه. تسکه نفس انجام بده. و اونا ادامی کنن که خداوند پیامبرانش رو فرستاد تا آدمی رو به راه راست هدایت کنه راه راست یعنی این که طرف وضوع بگیره، آفتابه بگیره، دستش مستراح بره روزه و زکات و خمس و غسل تهارت و غسل نجاست و حلال و حرام و این مطالب یعنی ریش بذار، برو مسجد، سر ساعت نماز بخون و از این طریق تلاشی که انجام میدی خداوند تو رو میپذیره مومن مسلمان باید این کارها رو به اجبار و از روی ترس انجام بده تا از این طریق شاید نجات پیدا کنه.
کتاب مقدس میگه خیر. چنین عقیده کاملا باطله. کتاب مقدس میگه شما مرده در گناه، تباهی آدمی کامل هست.
با این ریاکاری ها، آدمی ممکنه مردم رو فریب بده و بهش حق امام بدن و دکون و دستگاهی برای خودش را بیان دازه. همه این کارهایی به ظاهر مقدس و مذهبی، ذره ای هم فایده نداره، شما باید از نو زاده بشید.
چون مرده اید، مرده در گناه، به لحاظ معنوی و در رابطه با خدای زنده، شما مرده محسوب میشید. البته این به معنی، وقتی که میگیم فساد و تباهی کامل آدمی، به این معنی نیست که همه اینسانها به نهایت شرارتشون رسیدن و کامل شریرند.
به این معنی که روح و دل اونها فعال نیست. اتفاقی کامل به این مرض که چون بنی آدم گناهکار به دنیا میاد از بد و تولد تحت غذب خداونده اون اصل گناه در درونش فعاله و همه ای تصمیم ها و رفتار هاش رو کنترول میکنه این فرد امکان داره که کار های نیکی انجام بده ممکنه یک آدم خیلی باشه مهربان باشه مادر مهربونی باشه پدر وزیف شناس و زحمتکشی باشه شهروند بیازایی به نظر برسه اما این فرد کاملا ناتوانه که خدایی زنده و حقیقی رو محبت کنه و غیر ممکنه که بتونه اعمالی انجام بده تا خودش رستگار سازه این افراد قادرن کارهای نیک رو انجام بدن.
در مورد این بعدن صحبت میکنیم. اما کاری که بتونن با اون خودشون رو نجات بدن، غیر ممکنه که بتونن انجام بدن. این مطلب تباهی و فساد ذاتی آدمی شامل همه اینسان ها میشه، نسل آدم.
آدم گناه کرد، گناه اون منتقل شد به نسلش، برن این آدم در گناه زاده میشه منجمل پیامبران راستین، بدون استثناه. دل آدمی متمایل به شرارت، در درونش یک زدیتی وجود داره علیه خدای تسلیس، به طور طبیعی، به شکل غریزی، و به اراده خودش دائمان شرارت رو برمیگذینه.
به لحاظ تولد، از خدای زنده جداست و او بیگانست، به لحاظ انتخابهایی که انجام میده، در نظر خدای قدوس، این فرد یک گناهکار محصول میشه. البته، وقتی که میرسیم به موضوع اراده ی آدمی، آدمی اراده داره، میتونه انتخاب کنه، اما همیشه بدون استثناه اون چی رو انتخاب میکنه که گناه هست.
تزمینی رستگاری، آدمی ارادهش آزاد نیست که بین قدوسیت و گناه یکی رو انتخاب کنه، بلکه همیشه بین اون چیزی که گناه کوچکتریه و اون چیزی که گناه بزرگتریه میتونه انتخاب کنه. بی ایک معنا در این زمین اراده ای او آزاد نیست.
ارادش اسیر شده. اسیر گناه. و همیشه و هموار تصمیمهاش، انتخابهاش به اون سمت کشیده میشه. حتی وقتی هم که تصور میکنه داری ایک کار نیک ویا مذهبی ویا خیلخواهانه انجام میده، یا این کارش به خاطر نفعیه که میبره، یا به دنبال پاداش اخرویه، یا از این کار احساس غرور میکنه.
این کار هدچه اندم که نیکه گناه درش است. اون گناه ذاتی که در دل ما هست این آهنروبا عمل می کنه. همیشه به سمت گناه کشیده می شه. حاج آقا ممکنه نمازش رو سر ساعت بخونه، حاج خانم ممکنه تمام روزهاش رو در گرمایی تابستان بگیره با این که دکتر بهش گفته حاج خانم شما مریض هستی این برایت ذره داره اما نه.
روزهاشو بدون استثنام میگیره. در ظاهر قصد خوشنودی خدا رو دارند، اما این فرقا همه کارهایی که انجام میده ذرهی هم محبت در دلش به خدای پدر و خدای پسر نیست. درسته که آدمی توانایی کارهای نیک رو داره، ممکنه دست دیگران رو بگیره و به خیال خودش ثوابی انجام بده اما نیت قلبیش و دلیل انجام اون کارها کاملا اشتباهه.
دل این فرد فاسده، گناه آلوده، و در نتیجه اعمالی که ازش سادر میشه، هرچندم که به خوده خوب نیک هستند، در حضور خدا و این اعمال ناپاکند، گناه مصروف میشند. آدمی ممکنه به نظر برسه که اراده آزادی داره، اما به اراده خودش غیر ممکنه که بتونه محبت به خدای زنده رو در دل خودش ایجاد کنه.
اختی میگیم ارادش آزاده، به این معنا که هیچ کس او رو مجبور نمی کنه تا گناه کنه. اون به اختیار خودش این کارا انجام میده. هیچ نیروی خارجی او رو وعدار نمی کنه تا دروغ بگه. هیچ کس توفنگ رو نمیذر رو اون شقیقه ی برادران سپاه و میگه برید و دوزدی کنید یا به مردم ظلم کنید.
اونها این کارها رو به اراده ی خودشون انجام میدن. پس این اراده بزرگ در اراده ما هست. هم ذاتمون فاسده هم اراده ما متأثر شده توسط گناه و همیشه به سمت اون متمایله.
حتی چند که ممکنه بگید اون آزاده تا نزد خداوند بازگشت کنه اما نمیتونه مثل اون پرنده که بالش شکسته این پرنده آزاده تا پرواز کنه اما نمیتونه چون بالش شکسته پس میدید ایراد آدمی ایراد ارادش هست ایراد اخلاقیه و این ایراد بسیار اساسی هست
چگونه ممکنه آدمی واقعاً از گناهانش توبه کنه در حالی که ته دلش اونها رو دوست داره. آشق اونهاست. ممکن از روی ترس و یا از عذاب جهنم و یا ندامت و یا صدای وجدانش یه مقدار خودشو عوض کنه و گناهانشو کم کنه، اما هرگز نمیتونه طوبه واقعی انجام بده و نظرشو عوض کنه.
چگونه ممکنه بنی آدم نزد خدای زنده بازگرده در صورت ای که کلام به ما میگه که انسان نفسانی در دشمنی با خداست. وقتی که این دشمنی ته دل من هست، چگونه من نزد خداوند بازگردن؟ و این تباهی و فساد کامل روزگار آدمی رو سیاه کرده
خداوند ما عیسای مسیح در یوهنناس 3 آیه 19 چونین میگه و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم تاریکی را بیشتر از نور دوست داشتن از انجا که عمال ایشان بدست در امون انجیل فصل 5 آیه 40 خداوند ما به یهودیان چونین گفت و نمیخواهید نزد من آیه تا حیاتی آبید
مسیبت آدمی در همین فساد درونی شه و تباهی ارادش، آدمی نیاز نداره کسی بهش کمک کنه، کسی بهش راه راست و نشون بده، هدایتش کنه، بلکه نیاز داره بی ایک موجزه، بی ایک تولد دوباره، بی ایک تغییر اساسی. و تلاشایی که بني آدم انجام میده و هر دین و مصحبه یک سری برنامه ها را ارائه کردن تا این مسیبت و ازمیان بردار اینا همه با شکست روبرومشه
پیانبران نمیتونن او را راه نمایی کنن به راه راست او مطرش ایراد داره پولست رسول در رساله رومیان فصل 8 آیه 7 اون رو به این شکل توضیح میده زیرا که تفکر جسمانی دشمنی با خداست چون که شریعت خدا را اطاعت نمیکند، زیرا نمیتواند هم بکند.
علت این که شریعت خداوند را اطاعت نمیکند، علت این که محبت نشون نمیده، دروغ میگه به خدا و به هم نوعش محبتی در دلش نیست، اینه که نمیتونی این کارا انجام بده. کاملا آجز و ناتوانه.
البته درسته که خداوند بخاطر فیزش یک خصوصیت اخلاقی رو در آدمی قرار داده آدمی میتونه محبت ابراز کنه دوست داشته باشه به زن و فرزند و همسرش و کسانی که میخواد محبت نشون بده اما چون میتونه محبت نشون بده به دیگران این به دین معنانش که میتونه خدای زنده و حقیقی رو هم محبت کنه همونجور که فرض کنیند آب میتونه سرازیر بشه جریان پیدا کنین خاصیت آب اما این به این معنان نیست که آب میتونه سر بالایی هم بره و به سمت بالای کوه بره
آدمی هم میتونه محبت کنه اما نمیتونه محبت خدا رو در دلش ایجاد کنه و اگر در دلش تصور میکنه خدای رو دوست داره اون یک خدای ذهنی هست یک چیزی برای خودش ساخته در ذهنش میگه من خدای خودم رو دوست دارم این خدا خدای کتاب مقدس و خدای تسلیس نیست این خدا یک تواهمه متوجه این موضوع باشی دوستان
چون ونی آدم به خاطر همین فساد درونیش هیچ زیبایی و هیچ چیز دوست داشتنی در خدایی زنده نمی بینه. حتی ممکنه فرد به مسیحیت علاقمند بشه، اما این فرد از مسیح یک چیزی رو میخواد. خیال می کنه مسیح امام زاده هست، نظرش رو به جا میاره، و همین فرد در برابر تأثیر مقدس سازی روح القدس به شدت مقاومت می کنه.
به طور ذاتی این فرد گناه رو دوست داره، هیچ علاقهی به قدوسیت نداره و هیچ تمایلی نداره که رستگار بشه. اگر کلیسا هم بره به دنبال یک چیزی غیر از قدوسیت و خدای زنده. و در نهایت اگر به رفتارای آدمی دقت کنید میبینید که به خاطر همین سقود و تباهی کاملش رفتاراش غیر منطقی، غیر اقلانی هستند. زیرا در زمینه مسائل معنوی، با این چی که مربوط میشه به ذات و شناخت خدای زنده و حقیقی، این فرد، یعنی تمام انسانها، کاملاً کور و غافلن. اراده ما تحت کنترول تاریکیه. گناه رو شیرین میدونیم، اون رو دوست داریم. از بدیه کردن لذت میبریم. حتی بچه ها اصلا اون بد و تولد، از این که خوهر کوچکیشو، برادر کوچکیشو ازید کنه، خوشحال میشه.
مرتب این کارو انجام میده. بزرگتر که بشن، راهای بهترش یاد میگیرن. تا اونجایی که به رابطه ی آدمی با خدای تسلیس مربوط میشه، بنی آدم فقط اون چیلو که در نظر خداوند پلیده انتخاب میکنه، اگرچه این کارو به اراده ی خودش انجام بیده، اگرچه هیچ اجباری خارج از خودش نداره.
بنی آدمی بلاز اخلاقی چنانکوره و آجزه که همیشه چیزی رو که از نظر خدای قدوس شریر و پلیده انتخاب می کنه دقیقا همون جوری که شیطان و فرشته های سقوط کرده این کار را انجام می دن فقط زمانه که این فرد تحت بشارت انجیل و کار روح القدوس از نوزاده شد اون وقت که می توانه چیزهای نیکی رو انتخاب کنه که مورد قبول و خداوند هست و فقط زمانی که به جهان بد میرسه کامل میشه یعنی من و شما وقتی که به جهان بد میرسیم اگر ایماندار باشیم این فرشتگان مقرب میشیم یعنی اراده ما کاملا همخان با اراده خداوند میشه فقط چیزهایی که نیک و قدوسه انتخاب میکنیم
البته در مورد رفتارهای بنی آدم باید تحکیت کنیم که هرچیک انجام میده به اراده خودشه هیچ کس او رو مجبور نمی کنه تا یک سری انتخابهای خاص رو داشته باشه وقتی که به عنوان مثال بسیجی ها و یا برادران سپاه میگن ما مجبورم، شرایط زندگی مجبورم کرده، بچه هام گرستند، مجبور شدم، این کارها را انجام بدم. آدمی صرفا داره برای گناهانش بحانه تراشی میکنه. هیچ کس مجبور نیست گناه کنه. ببینید ایوب در فصل پونزای شونزد چه میگه؟ بنابراین این آدم رو به چه شکلی به تصویر میکشه؟ انسانی که منفور و فاسد هست و شرارت برای او چون آب خوردن. یعنی مردم مثل آب خوردن شرارت میکنن، طرف دروغ میگه، فش میده، شرارت میکنه، انگار داره آب میخوره.
پلوس اول قرنجیان فصل دو آیه چارده این کلام رو میگه تحت ادایت روح القدس انسان نفسانی امور روح خدا را نمیپذیرد زیرا که نزده او جهالت است و انها را نمیتواند فهمید زیرا که قضاوت انها روحانی میباشد اندید انسان نفسانی یعنی همه انسان ها من و شما به طور طبیعی از وقتی که به دنیا میاییم حتی نمیتونیم ملکوت خدا را درک کنیم و ببینیم چه به رسیده این که به اون داخل بشیم.
گور هستیم، هیچ زیبایی در مسیح و انجیلش نمیبینیم. و برای اینکه اینا را درک کنیم نیاز داریم یک دید معنوی که ما به شکل طبیعی فاقدش هستیم. ملکوت مسیح قدوسیت برای ما هیچ جذابیتی نداره. در مسیح هیچ جذابیتی نیست که من به خاطرش حاضر باشم دنیا و خواستهای زمینی رو ترکنم. غیر ممکنه.
انسان نفسانی هیچ جذابیت و زیبایی در سلیب مسیح نیمی بینه. به نظرش تجسم مسیح و آمدنش به جهان یک موضوع احمقانه است یا غیر ممکنه و یا نشونه زرفه. این فرد با چنین تصوری ابتدا باید بدل بشه به یک انسان معنوی دیدش روحانی بشه تا بتونه از خدای محبت پیروی و اطاعت کنه و او رو دوست داشته باشه تا بتونه حتی به انجیل ایمان بیار.
این ناتوانی کامله آدمی در رستگار ساختن خودش نفکرد به دلیل فساد درونیشه و اون دل فاسدشه بلکه به دلیل جهالت و هماغتش هم هست در زمین مسائل معنوی. این فرق ممکنه دانشمند فیزیک عطومی باشه اما دلحاظ مسائل معنوی کاملن کوره.
افستوشیان چهاره هیفده چونین میگه. در بطالت ذهن خود رفتار میکنند که در عقل خود تاریک هستند به سبب جهالتی که به خاطر سخت دلی دریشان هست. برای چونین افرادی پیام انجیل یک موضوع احمقانه هست. اول قولنتیان یک آیه هیچده چونین میگه. زیرا پیام سلی برای آنهایی که حلاک میشوند هماغت هست.
اما نزد ما که نجات یافتیم قدرت خدا هست. سلیب خداوند ماییسای مسیح نقش تعین کننده داره در عبدیت شما. شما یا اون رو هماغت فرض میکنید، بهش بیتوجهید، ایمان نمیارید و در نتیجه حلاک میشید، و یا این که قدرت حیات بخشش رو تجربه میکنید، زندگیتون کاملا روبروم میشه، زیروروم میشه. این معرکاتی که در انجیل هست و خداوان اون رو فقط به ایماندارانش عطا میکنه برای مردم دنیا مخفی هستن. مردم دنیا از اونا اطلاعی ندارن. اول قولنتیان فصل دو آیه نو چونین میگه. آنچرا که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به خاطر انسانی خطور نکرده. یعنی آنچه خدا برای دوستاران خود محیا کرده هم در این دنیا و هم در جهان بد این مسائل که برکات روحانیه برکات انجیل هست رسیان در همین دنیا با اونا میرسند مردم دنیا ذره هم از اونا آقای ندارن پلوس در ادامه آیه و در آیه ده چونین میگه اما خدا آنها را به روح خود بر ما عشقار ساخت است این که فرد چگونه میتونه بخشوده بشه، چگونه میتونه با خدای زنده آشتی کنه، براش پوشیده است. خیال میکنه باید بره ثوابکار بشه، خیال میکنه باید یک کارایی را انجام بده، کاملاً غافله. در جهالت کامل به سر میبره. حتی نمیدونه ذات خدای زنده و حقیقی چی هست. ممکنه یک خدایی در ذهنش داشته باشه و بهش اعتقاد داشته باشه این خدایی تا کجایی تاشه ومن چا کرد. اما اونجی که بهش اعتقاد داره و در تصورش هست، یک تصور ذهنیه. این خدایی تسلیس نیست، این رو باید دور بیان دازه، باید جویای خدایی راستین بشه.
خدافند ما در متا 11-27 چنین گفت، پدر همه چیزا به من سپرده هست و کسی پسر را نمیشناسد، به جز پدر. و نه پدر را هیچ کس میشناسد، غیر از پسر. و کسی که پسر بخواهد به دو آشکار سازد. بس بینید به خواست ما نیست که حق جوه بشیم و یا جوی خدای زنده بشیم؟ نه دوستان عزیز مشخصه که ذهن انسان نفسانی چنان کوره که اگر خداون او رو روشن نسازه همچنان به پرستش الله و اهور و مزده و بوده و خدایان دیگه ادامه میده اگر تصور میکنه اصلا خدای نیست قدرت تشخیص معنوی در انسان نفسانی وجود نداره
اکپار سنگ آسمانی، چند هزار سال قبل از آسمون افتاد، یک شهاب سنگ. این رو برداشتن، گذاشتن گوشه ی ساختمون چارگوش و میگن این دست خداست واجبه یک بار در عمرت بری و با اون دست بیعت بدی. میلیارت ها نفر این کارو انجام میدن. لباس احرام بتن میکنن و میرن به دست بوسی خدا. میبینید دوستان عزیز، در زمین مسائل منوی عقل و شعور آدمی کاملن تاریک شده و در قدرت خودش هم نیست اون رو اصلاح کنه هیچ میزانی از دلیل و برهان هم برای او بیاری خیلی ممکنه نظرش عوض بشه
این فرد باید از نو زاده بشه تا بتونه ملکوت و خدا رو ببینه و عارضون بشه تا به اون وارد بشه ابتدا باید این دیدگان کور ما باز بشه تا دست از پرستش خدایان و باطل برداریم مثل سالوس تارسوسی در نظر بگید این فردی از که معلم یهوده این فرد اتا با نوشته های پیامبران راستین آشنایی داره اما کاملا با حقائق انجیل غریب هست تا این که در راه دمش خداوند برو ظاهر میشه دیدگانش رو به روی حقیقت باز میکنه سپس بلا فاصله او رو میفرسته تا همون انجیلی رو که سعی میکرد نابود کنه همون رو به دیگران برسونه پلوس وقتی که میارنش به حضور عگلی پاس پادشاه این واقع را ذکر میکنه که چگونه نجاتی افت و دیدگانش به روی حقیقت باز شد و حالا سعی میکنه این رو به همه بگه و میگه که معمولیتش چه هست بینی در عمال رسولان فصل 26 آیه 18 این رو به چه شکل عنوان میکنه تا چشمان ایشان را باس کنی تا از تاریکی به سور نور و از قدرت شیطان به جانب خدا ورگردن تا امرضش گناهان و میراسی در میان مقدسین به وسیله ایمان که برمنست بیابن.
این مهموریت پولاس هست که خداوند گفت برو اینجی رو بشارت بده تا اینا از قدرت شیطان آزاد بشن. همین حقیقت رو خداوند ما ایسای مسیح در زمان خدمت زمینیش بران میکنه یهودیان نازر موجزات او بودن کاملا مشخص بود که او همون مسیحای محودیه که پیانبران وعدش رو دادن همون پیانبری که موسى گفت خواهد آمد و باید به او گوش بدید اما با وجود همه شواهد و دلائل که در مثل روز روشن بود نه تنها ایمان نمی آوردن بلکه در نهاد قصد قتلش رو داشتن
خدامند ما در انجیل یوهنا فصل 8 آه 43 اونار مخاطب می ساز و چونین میگه برای چیز سخن مرا نمی فهمید از آن جهد که کلام مرا نمی توانید بشنوید شما از پدر خود ابلیس می باشید و خواهش های پدر خدا می خواهید به عمل آورید یهودی ها فکر میکردن اونا مقبول و خدابند هم، پسران ابراهیم هم وقتی که به این شکل مخاطب شدن اصوانی می شدنست می خواستن سنگسارش کنن فش می دادن می گفتن تو دیوانه شدی اقل تو از دست دادی خودت رو برابر رو با خدا می دونی و در یک مورد یوهنه هشت پنجه اودا چنین می گن الان دانستیم که تو توسط ارواح پلیت روحت تسخیر شده می دیدین نظر یهودیان هست نمی تونن ایمان بیارن فقط اون شاگردانی که خداوند اونها رو برگذیده بود تا کلامش رو درک کنن اینها ایمان آوردن دیگر یهودیان شواهه در برابر دیدگانشون بود اما درک نمی کردن فهمی کردن
فرزندان ابراهیم هستن، آزاد هستن و نیازی به یک نجات دهنده ندارن این مطلب رو خداوند ما در ایک مسئلی بیان می کنه چگونه ما نمیتونیم خودمون رو عوض کنیم؟ در مورد این که درخت بد نمیتونه میوهی نیک به بار بیاره و نه درخت نیک میوهی بد. یک تمثیلی از دوستان. معنایش چیه؟ یکی از اینسان ها توسط یک سری خصوصیات اداره میشن. درخت بدن، سمراتشون بدن گروه دیگه توسط یک اصول دیگه ای، ذاتشون متفاوته به این دلیلی که سمرات متفاوت به بار میارن این سمرات که خدابند اشار می کنم اون رفتاره، همون اندیشها و گفتاره یک سری از افرادی که اینا نیکه چون ذات نیکی دارن، ذاتشون عوض شده متحول شده عده دیگه شرارت ازشون می باره و غیر ممکنه که یک ذات میوهی متضاد با ذاتش ببار بیاره. یعنی انسان نفسانی نمیتونه سمرات منوی ببار بیاره. نمیتونه خودش رو عوض کنه. این اون درخت بد. این مثال به ما ثابت می کنه که ما انسانها قادر به تغییر ذاتمون نیستیم.
امون جور که اتیوپیای نمیتونه رنگ پوستش را سفید کنه. امون جور که بوته ی خار نمیتونه انجیر ببار بیاره. نیازه به یک تحول اساسی. در سال افترسیان، پولوس به ایماداران کلیسا اعلام می کنه که قبل از این که اینها حقیقت رو بشنون و روی قدس در دلشون کار کنه و اونها رو زنده بسازه، هر یک از اونها مرده در گناه بوده. مرده به این مناکه ایش تمایول و ایش قدرت و توانی نداشتن تا کارهایی رو که در نظر خدا و منوی انجام بدن. وقتی میگه مرده، شما ایک بدن مرده را در نظر بگیرید، شما انتظار ندارید که اون بدن حرکت کنه. حالا شما برید برایش معاوضه کنید، از جهنم بگید، از بهش بگید، از برکات مسیحیت بگید، مرده تکان هم نمیخوره. اگر کسی به لحاظ روحانی مرده باشه، غیر ممکنه بتونه کارهای روحانی را انجام بده. غیر ممکنه اتا بتونه توبه کنه ویا ایمان میاره پس بینید کتاب مقدس این حقائق رو به شکلهای متفاوتی بیان میکنه اولا ما معصوم به دنیا نمیانیم بلکه گناهکاریم و چون گناهکاریم سمرات بد در ما دیدی میشه این درخت بد و این وضعیت تولد ما هست و حتی پیامبران راست این هم مستثنان ایستن.
دابود پیامبر چه میگه در مذمور پنجاییک آیه پنج؟ چون این اعتراف میکنه براستی که تقصیرکار زاده شدم و گناهکار. از چه زمانی؟ از زمانی که مادرم به من آبستن شد. این ذات طبیعی من و شماست، اون درخت فاسد، اون دلی که شریره. ارمیا نبی چونی میگه؟ دل از همه چیز فریبنده تر است و بسیار بیمار. کیست که انرا بشناست؟ ارمیا 17 آیه 9 از قیال نبی هم این مطلب رو بشه که یک تصویر غریب به ما ارائه میکنه در فصل 16 کتابش در اونجا خدابن راجب یک نوزادی صحبت میکنه که از بعد به تولدش در خون و کسافت خودش راهاش شده توی بیابون تا بمیره کسی نیست بهش رحم کنه، اما خدای زندگی که گذر می کنه، او رو میابه، میشویه، تطهین می کنه، بهش حیات می ده. پس کتاب مقدس تحکید می کنه که ما هم انسانها و هم فرشتگان، رفتارمون متابقه با ذاتمون. فرشتگان چون ذاتشون مقدسه، تمام رفتارشون پاک و مقدسه. بعد این آدم چون نرگناه سقوط کرده، ذاتش به شباهت ذات شیطان در اومده. توانای بزرگترین جنایتها رو هم داره.
اثبات این دوستان عزیز کار بسیار ساده ای هست. خوشبختان و خداوند این حکومت اسلامی رو به ما داده تا مردم ببینن. تا یک درس بزرگی رو به ما بده و همین درسه که ذات آدمی به طور طبیعی سقوط کرده است. اگر امکان و موقعیتش رو به یک فرد بدید، به هر انسانی، اگر بهش موقعیت رو بدید، دقیقاً مثل فرشتگان سقوط کرده، مثل خود شیطان رفتار میکنه. شما به زندانها، به بازداشگاه های جمهوری اسلامی فکر کنید پشت درهای بسته چه جنایتهای انجام میدن. خوشبختانه بخاطر حضور اینترنت، بخاطر فضای مجازی، بخاطر دوربین هایی که دست مردمه، بخاطر فشار جوامه بین الملل، نمیتونن اونجوری که دلشون میخواد کارشون انجام بدن. هر وقت شما این تصاویر رو میبینید از جنایت های حکومت بیا داشته باشید که این آموز کتاب مقدس کاملا با واقعیت تاریخی و شواهد تجربی هم خانی داره. چما اون تصاویر کشتار خونین آبان رو دیدید؟ و یا حتی حادثه همله به هواپیمای مسافر برید. هواپیمای رو که توش دوی سی ست زن و بچه و پیر و جوانه میزنن، این کار یک نفر نیست، یک حضرت حجت الاسلامی باید فتحا بده، ده نفر دیگه باید توی یک کمیتهی فکر کنن، تصمیم بگیرن، نخشه بکشن تا برسه به دست اون فرمانده و اون فرمانده به زیر دستانش و در نهایت اون نفر آخری کلید رو بزنه. یعنی تعداد زیادی دستندرکار هستن. اما هیچ کدومشون غمش نیست که چند ست نفر در یک ثانی عمرشون را از دست میدن.
تنها نگرانی این افراد همه اینا اینی که چطوری بعد از این که هواپیما سقود کرد شواهد را از بین ببرن چگونه فلاندسکار را خاموش کنن تا به نظر برسه که این حادثه بوده. چه دروخهایی ببافن، چگونه سحن سازی کنن که این اشتباه بوده.
دوستان اینا نشون میده که ذات آدمی در گناه سقوط کرده. شرارت و فساد در ذات هر انسانی هست. فقط باش بهش موقعیت بدید، فضا بدید، امکان بدید، ایش کنترولی برش نباشه تا خودشو نشون بده. و ببینید دنیا رو بدل میسازه به چه جهنمی. این فقط خاص ولایت فقیه نیست در هر نقطه از تایق، در هر جای از دنیا.
وقتی که دیکتاتوری به پا میشه وقتی که تمرکز قدرت میشه و سیستم رسانهی و پولیس و قضایی میاد در اختیار یک عده خاص همیشه بدون استثناء آدم کشی ظلمه و بدبختیه و جنایات فراوانی روی میگیره چون پولیس و قضایی میان در خدمت جنایتکارا هیچ قدرت زمینی مانهشون نیست اون وقت که هر کاری بخوان انجام میدن استالین میلیونها رو میکشه و کسانی که شما میبینید چه جنایتهای انجام میدن آدمی اگر توانش رو داشته باشه و جوابگون نباشه هر کاری رو که بخواد انجام میده اما این کارهایی که دلش میخواد و انجام میده آیا نیک هستن؟ آیا آمول منفعه هستن؟ نه دوستان ذات بنی آدم کاملا فاسده این ذات شیطان هیچ نیکوی درش نیست و نه پارسایی که مقبول و خداوند باشه از صورات و تعالیم دینی نمیتونه اون رو عوض کنه نماز و روزه قادر نیست اون رو پارساب سازه چل ساله که میبینید این افراد متقیچ جنایت های انجام میدن فقط و فقط فیض خدای زنده و عقیقیه که از راه تولد دوباره از راه تولی روحانی میتونه اون فرد رو عوض کنه و رستگار بساسه
این تعالیم کتاب مقدسه چه در عهد جدید و چه در عهد قدیم اونتا در عهد قدیم خداوند به شکل تصویری اینها رو تعلیم میده به شکل یک مثل بچه هارشون میخواین تعلیم بدیم بهشون عکس نشون بدیم تا مطلب رو دل کنن در عهد قدیم به عنوان مثال خداوند از قوم برگذیدهش خواسته بود تا پسرهای که به دنیا میان اون تف رو خط نکنن تا نشون بده که این فرد ناپاکه این فساد درونیش درش هست فسادی که باید ریشکن بشه باید قط بشه و مادر اون طفل هم بعد از زایما ناپاک محسوب میشه. به چه علت؟ چرا یک مادری مادر که بنای انجام نداره صرفن طفلی رو به دنیا آورده؟ این زن به لحاظ شریعت موسى ناپاک بود، نمیتونست تا یک مدت به مبد وره. همه این رسوم و تشریفات برای این بود که به قوم خداون نشون بده که آدمی از بد و تولد فاسده، گناهکاره، ناپاکه اگر خدای زنده و عقیقی بهش رحم نکنه، چنون که در حسقی آلخوندین فصل 16 به سادگی عسیر شیطان و تعالی منحرف و تعالی زده تسلیسی میشه و عدیان دیگه روی میاره و یا اصلاً بی خدا میشه.
پروسط تصویر در رساله دوم قولنتیان فصل 4 آیه 3 و 4 به ما میگه چرا امروز به عنوان مثال یک میلیار مسلمان در جهانه؟ چرا چندست میلیون هندو هست؟ ویا سیک، ویا بودایی، ویا بهایی، ویا شیخی، ویا زردشتی، ویا چرا میلیون ها نفر بی خدا هستن؟ این آیه دقت کنید. دوم قورنتیان فصل 4 آیه سه، اما اگر بشارت ما مخفیست بر حلاک شوندگان مخفیست که در ایشان خدای این جهان ذهنهای بی ایمانشان را کرگردانیده که موادا نور بشارت جلال مسیح که صورت خداست ایشان را روشن سازد. یعنی دوستان نه تنها آدمی سقود کرده و تباهی کامل ارادش به سمت گناه بلکه یک نیروهای خارجی اون رو کنترول میکنند.
تصویر که کتاب مقدس از عرضیت ما میده بسیار اصفبار تاریکه ولی واقع بینانست آدمی به بعدگی نیروهای تاریکی در اومده و تنها و تنها روح قدوس خداونده که میتونه زنجیرها این بردگی رو پار کنه. بینید پلوس رسول وقتی که تیموتاس رو بون کلیسا میذاره و تیموتاس یک شبان جوانه پلوس او رو تشویق میکنه. میگه تو فقط انجی رو بشارت بده و کاری بین مسئول بیهودو و خرافه و غیره نداشته باش. فقط مسئول مربوط به رستگاهی رو بشارت بده.
و بعد چونین میگه در دیوم تیموتاز فصل دو آی 25 و با فروتنی مخالفین را ارشاد کن که شاید خدا ایشان را توبه بخشند تا حقیقت را بشناسند تا از دام ابلیس باز به هو شایند که به حسب اراده خود سیده او شدند یعنی به قول مولانا به دام دیو درفتی در ایغان باشد.
شیطان مثل یک مرد قوی و یا دیکتاتور مسلحه که مردم رو در اصارت و خرافات عدیان باطل و تعالیم زده مسیحی نگاه میداره. و بني آدم هم به اراده خودش موتی او هست و از این هم لذت میبره، کاملا خوش نوده.
در انجیل لغا فصل 11، وقتی که یهودیان میان و به خداون تهمت میزنن که او عرواح پلیت و با یاری شیطان بیرون میرونه خداون مین موضوع اشاره میکنه و از شیطان به عنوان یک شخص قدرتمن بیان میکنه که بنی آدم رو تحت اصارت خودش نگاه داشته به شیوه های مختلف در هر جامعه و هر تمدنی به شیوهی با یک تفکر و یک فلسفه خاصی اونا رسیر داشته.
بینیم خدابند چه میگه؟ وقتی که مرد قدرتمند سلاح پوشیده خانه خدا نگاه دارد، انبالو او محفوظ میباشد. اما چون شخصی قدرتمند تر از او آیاد، برای غلبه یافته هم اصله او را که بدان اعتماد داشت از او میگیرد و انبالو او را تقسیم یعنی در این تصویر، ما مثل کسایی تصویر شدیم که عصیر شیطانیم، عصیر و خرافات و تعالیم غلط و مثل انبال اون به حساب می آییم.
شخصی قدرتمنتر باید بدیم، کار خود ما نیست که تصمیم بگیریم از این عصارت بیاییم بیرون. نه دوستان، خدای زنده به اراده خودش یک عده از انسانها را آزاد می کنه فقط به اونهاست که حیات میده تولد و دوباره را به اونها میده و اونها را به غارت ملکوتش میسازه. دیگران در اصارت اون شخص قدرتمند باقی میمونن و همون دینی که دارن راضی هستن و به اون چی که خواسته ی دلشونه.
منطقه دوستان قرور را آدمی اجازه نمیدین حقیقت و بپذیری که قادر نیست خودش رو از این وضعیت نجات بده. خیال میکنه یک کارهای هست که باید انجام بده. کتاب مقدرس اعلام میکنه که ما به خواسته خودمونه که به بردگی در اومدیم. امون جوری که قبل منی اسرائیل اسیر فرعون شده بودن. نیاز دارن به یک نجات دهنده. و فریاز زدن دعا کردن و خداون نوسا رو فرستا تا قوم برگزیده رو از مصر آزاد کنه. و نیادم هم نیاز داره تا مسیحا او رو آزاد کنه. ما برده گناهیم. گناه برما آقای میکنه. عسیرش شدیم.
بینیم دلیل که خداوند اریوهنا هشتی و چهار چونین گفت هر که گناه میکند برده گناه هست. و این فسادی که در درون ما هست به حدی شدیدی که ما نمیتونیم اون رو عوض کنیم و هر تلاش مذهبی هم که انجام بدیم اون رو اصلاح کنیم فایده ای نداره. ما نمیتونیم در خودمون یک دل تازی ایجاد کنیم.
این کار رو روال قدس انجام میده و این کار کاملاً به اراده آزاد و مشیط خدای تسلیس هست. نوزایی یا تولد دوباره به اراده و به خواسته و یا به شایستگیه ما نیست دوستان. خداوند مایسای مسیح گفت باد هر جا که میخواهد میوزد. هر کس رو که خداوند اراده کنه از تاریکی به روشنایی میاره. دل سنگی او رو بدل میکنه به دل گوشتین با او حیات میده و به لحاظ معنوی او رو زنده میسازه.
این تغییر روحانی، این تغییر درونی کاملاً و مطلقاً کار روح القدسه. ما نمیتونیم بهش کمک کنیم. هیچ نقشی درش نداریم. وقتی که روح القدس میاد این دل تازه رو به من میده اون وقته که من حقائق کلام رو میتونم درک کنم، میتونم ایمان بیارم، میتونم توبه کنم. و این نیروی که در من این تحور رو ایجاد میکنه دستان عزیز، همون نیروی هست که خداوند ما ایسای مسیر رو از مردگان رستاخیز داد.
ایفسسیون فصل یک آیه 18 تا 20 رو بعدن بخونید. این نیروی متعالم من فاقد این نیروی هستم. شبان کلیسا هرچقدر هم که تحصیل کرده باشه، فن بیان داشته باشه، نیمیتونه حتی یک نفر رو مجاب سازه که رستگار بشه. از این موضوع تباهی و فساد کامل آدمی هست که باعث میشه که قادر نباشه خودش رو نجات بده. ناتوانی کامل آدمی در رستگاری خودش. البته در مورد کارهای نیک و افراد خیر یه مسئله خیلی کوچیکی رو بهش اشار میکنم.
خداوند جلوه شرارت آدمی رو میگیره بخاطر این که این دنیا قابل زیست باشه برای بربوزیدگانش منه میشه تا آدمی به اوج شرارت خودش برسه و اون کارها رو که دوست داره انجام بده و آدمی توانایی محبت رو داده به خانوادهش به دوستانش و بعضی از این افراد میتونن حتی ملیارتا خرچ کنن از جیبشون برای دیگران مسجد و بیمارستان و... نمیدونم... خونه بسازن اما این فرد نمیتونه در نام خداوند ما ایسای مسیح یک لیوان آب رو به دست شاگردانش بده
کسی که مشروب خوره قهاریه ممکنه به دلائل مختلفی مشروب رو ترک کنه اما هرگز به خاطر محبتش به خداون ایسای مسیح نمیتونه این کار انجام بده همه ای اون کارهای نیک و عامل منفعی که انسان ها انجام می دن و طوانش رو دارن و این فیض آم خداوند هست که به اونها داده شده همه اینا یک ایراد اساسی دارن اون عمال نیک، هرچند به خودی خود عرضش مندن، چون فردی که اونها رو انجام میده، نیتش درست نیست، محبت به خدای تسلیست در دلش نیست، چون این فرد در خسومت با خداونده، چونوی ایک انسان نفسانیه، همه عمالش در نظر خداوند ناپاکه.
ابتدا باید ذات این عوض بشه، ابتدا باید دلش عوض بشه تا خداوند عمالش رو بپذیره. پس می دیدی این تصور که با عمال نیک می شه به رستگاری رسید کاملا باطله. هیچ عرضش این کارها ندارن و اینا دقیقا مثل اون خوکی می مونه که او رو شما بشوید، تمیز کنید، سابون بزنید بلا فاصله بر می گرد به اون کسافت و درش غلط می زنه چون ذاتش پلیده، باید برگرد به اون چیزی که دوست داره.
اصل اولیه یعنی محبت به خدا زنده اگر توسط روح القداس در دل آدمی ایجاد نشه، حالا این فرد کلام میگه حتی اگر به زبان فرشتگان هم بتونی صحبت کنه، این صحبتهای او مثل یک زنگ پر سر سدا و یا یک سنج میمونه، هیچ عرضشی نداره. عرضش اعمال نیک کاملا بستگی داره به محبت اون فرد به خدای زنده و این که با چه نیت این کارو انجام میده.
افرادی که مثل بیل گیت، ویا مسلمین، ویا هندوهایی که اعمال خیر انجام میدن، اعمال اینا در نظر خداوند بیارزشه. زیرا اساسش درست نیست. این افراد یاغی هستن. این افراد دشمنان و خداوند محسوب میشن. بردهای گناهن، نفسانی هستن. هنوز در حوال روحانی نیافتن. کارهاشون هم بفاید است.
رومیان هشت آهی هشتشونی میگه کسانی که جسمانی هستند نمیتوانند خدا را خشنود سازند. حالا هدچقدرم تلاش کنه، هدچقدرم سعی کنه، نمیتونه. اون گناهکار هدچقدر که انسان شریفی باشه ممکنه در نظر دیگران این فرد خیلخواهی جل بکنه. اما این فرد چون دلش فاسده هر کاری که انجام میده در دید و خدای زنده این کارهاش ناپسنده.
سلیمان نبی در بیست و یک چهار در کتاب همسال چونین میگه حتی چراغ شریران گناه هست رومیان چهارده بیست و سه چونین میگه هر چه از ایمان نیست گناه هست جدای از ایمان به خدا و انیسای مسیح جدای از اون رابطه درستی که ایجاد میشه با خدای زنده حتی شبزندداری ها، نماز ها، روز ها همه ای عمال مذهبی که گمره هان انجام میدن به امید پاداش اخروی همه این ها گناه محصول میشه با این شرایط، با این شواهد، با این دلائل باید بگذاریم که رستگاری و نجات هر یک از انسان ها کار فیز خدای زنده و حقیقی از ابتدا تا به انتهاب همه اینسان ها گناهکار هستن، هیچ کس شایست نیست هیچ کس هم توانه تحول خودش رو نداره خدای زنده مطابق مشیت و اراده این یکش یک عده انسانها رو بر می گذینه.
این افراد دیگر از نسبت به دیگران انسانهای بهتری نیستن، شایسته تر نیستن، هیچ فرقی با دیگران ندارن. چاید گذشتشون از بسیاری بدتر باشن. اما خدابند اون عده رو انتخاب می کنه و رستگار می سازه. بقیه انسانها رو راها می کنه تا به همون دین و ایمانی که به عرض بردن از دنیا برن و به حلاکت برسن.
کتاب مقدس، گناهکاران تشمیح شدن به انسانهای مرده، و یا حتی استخانهای خشک و پوسیده، کاملا ناتوان. این که خداوند یکی اددر رو انتخاب می کنه به حیات عبدی، کاملا بستگی دار به اراده نیک خدای زنده. هیچ شایستگی در انسانها نیست. دلیلش بر می گرده به پیش از آفرینش. چنان که افسوسیان میگی در فصل یک آیه چار. چنان که ما را پیش از بنیاد آلم در او برگذیه تا در حضور او در محبت مقدس و بیعه باشیم.
دوستان پس این موضوع بسیار اساسیه. آدمی بر گناه سقوط کرده کاملا ناتوان از رستگاری خودش، مطلب این که ادیان زمینی اصلا باور ندارن بهش، قبولش ندارن. اما کتاب مقدس مکاشف این راست دین خدای زنده بر این تحکید می کن. سقوط و تباهی کامل آدمی در گناه، آدمی نیازمنده تا خداوند او را رستگار بسازه.
و اگر به دنیایی که در ای زندگی می کنید نگاه کنید به ظلم و ستم هایی که هر روزه در مملکت اسلامی صورت می گیره به قطعا، آدم روبایی ها، دزدی ها، افرادی که معتاد می شن مواد مخدر و فهشا و غیر جنگ هایی که مرتب در جهان روی می ده. هزاران بلا و مسیبتی که آدمی بر سر خودش و بر سر هم نوانش می آره. اخباری که هر روز توی صفحه خبری تلویزیون و انترنت و روزنام همه این ها دلیله و شاهدی هست مستحکم برای این که آدمی ذاتش سقود کرده است. ذاتش فاسده. کاملا آجز از این که خودشو اصلاح کنه ویا نجات بده.
دنیایی که در فساد غرق شده پر از کفگوی و پلیدیه. فقط و فقط خداونده که مانه میشی تا آدم این دنیا رو بدل سازی به یک جهنم. و خودش رو و دیگران رو کاملا نابود کنه و تنها امیدی که برای بنی آدم وجود داره اینه که دست از هر تلاشی برداره دست از زدیت با خدای قدوس برداره سلاح به زمین بگذاره التماس کنه تا خداوند از روی فیضش او رو غستگار بساسه
کلونیزم. بخش ۲ : تباهی و ناتوانی کامل آدمی
Series کلونیزم: اصل فیض
سلسله درس هایی در الهیات اصلاح شده مسیحی بر اساس کتاب زیر
Reformed doctrine of predestination
Dr Loraine Boettner
| Sermon ID | 4292158451859 |
| Duration | 51:17 |
| Date | |
| Category | Debate |
| Language | Persian |
Documents
Add a Comment
Comments
No Comments
© Copyright
2026 SermonAudio.
