00:00
00:00
00:01
Transcript
1/0
آیه پلس با کلسیان فصل چهارم و دو آیه نگاه میکنیم آیه پنج و آیه ششم با مردمان بیرون حکیمانه رفتار کنید و از فرصتی بیشتر این بهره را برگیرید سخنان شما همیشه پر از فیض و سنجیده باشد تا بدانید هرکس را چگونه پاسخ دهید در این آیات مطالب مهمی هست برای زندگی روحانی ما و موضوع کلام این هست. کام برداشتن چنانک شایسته خداوند هست. چگونه باید سلوک کنیم در این جهان که شایسته نام خداوند باشه؟ و ما بیاد می آریم که ما وظیفه داریم به عنوان مسیحیان کسانی که خداوند اونا رو نجات داده همیشه باید بیاد داشته باشیم که خداوند به ما معمولیت عظیمی رو داده خداوند ما عیسایی مسیحی به همین دلیلی که خداوند همچنان مارا در این جهان نگاه داشته و اگر ما وظیفه کاری در این جهان نداشتیم به مرز این که خداوند مارو نجات می داد از این دنیا مارو می بود و ما وقتی که ما در این جهان قرار داریم و بعد از نجاتمون ما وظیفهی داریم، معمولیتی داریم که اون رو به انجام برسنیم.
وقتی که به این آیات نگاه میکنیم، فصل چهارمه کولسیان، ما در آیات ابتدایی میبینیم که به طور منطقی این پیش میره رسول خداوند که چگونه مسیحیان باید رفتار کنند و قبل از این که به آیه پنج و یا شیش برسیم، در آیات قبلی، پولس رسول از ما میخواد که با خداوند صحبت کنیم و این گونه است که ما شروع میکنیم یعنی دعا کنید و هر اتفاقی که در زندگی شما میفته رابطتون رو با خداوند قرارت نکنید و نحوهی که ما با خداوند صحبت میکنیم از طریق دعا کردن هست و آیه 5 و 6 به ما میگه که حالا که با خداوند صحبت کردید اکنون با انسان ها صحبت کنید و قبل از این که ما با انسانها و یا خدا صحبت کنیم، ابتدا باید راجب انسانها به خدا صحبت کنیم. پس ما شفاعت میکنیم. قبل اینکه بریم به مردم راجب مسیح صحبت کنیم، ابتدا باید برای اونها شفاعت کنیم، برای اونها دعا کنیم و این ترتیبی هست که در اینجا میبینیم، در آیات دو، سه و چار که پولس رسول میگه دعا کنید تا دری به روی ما گشوده بشه و دعا کنیم به توانیم آن را به روشنی بیان کنیم و غیرم و حالا که دعا کردیم برای این فرصت ها اکنون به مردم بشارت میدیم که در آیه پنج و شیش با اون موضوع برخورد میکنیم که پولست میگه با مردمان بیرون حکیمان رفتار کنید منظور غیرمسیان هست کسانی که نجات یافتند و خدوان اونها رو از تاریکی بیرون آورده باید همیشه به یاد کسانی باشیم که در بیرون هستند و ما نباید بریم و صومع نشین بشیم ما اعتقاد نداریم که صومع نشینی کار درستی هست ما مسیحیان وقتی که نجات میابیم وظیفه داریم تا بشارت کلام رو به دیگران برسونیم ما تنها کلام خدا رو دریافت می کنیم و می شنویم در کلیس ها بلکه اون رو اعلام می کنیم به دیگران و موضوع این دعایه چنین است و باید زندگی ما به نحوی باشه که متابق این معمولیت باشه معمولیت عظیم ما در این جهان این است که به تک تک ما داده هر یک از ما اگر نجات یافتیم این شهادت رو داریم که چگونه خداوند ما رو نجات داد شما اگر یک ایماندار واقعی هستید می دونید که خداون چگونه شما رو نجات داده و می تونید به دیگران صحبت کنید و بگید که خداون چگونه در زندگی شما کار کرد و از اون وضعیت اصفه شما رو بیناورد. پس ما این حقائق رو برای خودمون نگاه نمی داریم و مطابق معمولیتی که خداوند ایسای مسیح به ما بخشیده زندگی می کنیم تا این معمولیت، تا این بشارت انجی رو به دیگران برسنیم.
حالا وقتی که خداوند دریر رو باز می کنه امروز، فردا یا هفته آینده یا سال آینده باید بدونیم که چگونه صحبت کنیم و چه زمانی صحبت کنیم. عده هستن که میتونن حرف بزنن و حرف زیادی بزنن. این مهم نیست که ما چقدر صحبت میکنیم بلکه موضوعی که صحبت میکنیم اهمیت داره و چه صحبتی از دهان ما خارج میشه راجب کسانی که خارج از ایمان هستن. پس ما وظیفه داریم تا این پیام رو به دیگران برسونیم و البته این کار رو باید با احتیاط جدی صورت بدیم. یک باره نباید عجل کنیم و دیگران رو کوچک کنیم و خار بشماریم بلکه باید بسیار حساس باشیم و حاضر باشیم حتی نظر دیگران رو بشنویم و نگیم که خب من میدونم که شما کاملا در اشتباه هستی و من به شما گوش نمیدم بلکه ما به مردم گوش میدیم و به همین دلیله که به عنوان مثال یهودیان میگن خداوند به شما دو گوش داده و یک زبان تا بیشتر بشنوید و کمتر صحبت کنید که از رساله یعقوب میاد فصل پنج که ما کم صحبت میکنیم و بیشتر می شنویم. بس ما مسیحیان شایسته از که مطابق نام خداوند زندگی کنیم و با مراقبت با دیگران برخورد کنیم و این کلام رو به اونها برسونیم و وقتی که ما به رساله کولیسیان می رسیم در فصل چهارم ظاهرن آخر این رساله است و پولیس از ما می خواد که با کسانی که بیرون ملکوت و خداونت هستند. حکیمانه رفتار کنین و از هر فرصتی بیشتر این بهره را بگیرید. رشد کلیسا و رشد روحانی افراد به این موضوع بستگیدن. شما اگه بپرسید که تطکید کلیسا باید چه باید باشه تا من به عنوان یک مسیحی رشد کنم. این دعایه به طور خلاصه به ما میگن که ما چه کایی رو باید انجام بدیم. اولین نکته ای که با اون اشاره میکنیم چنانکه پولست در این رساله آی پنج میگه خداوند میگه از طریق رسولش با مردمان بیرون حکیمانه رفتار کنید یا سالک باشید وقتی که به فصل دو آی شیش نگاه کنید به ما پولست رسول چونین میگه پس همانگونی که مسیحی ایسا خداوند را پذیرفتید، در اون سلوک کنید. در این لغت هستن اینجا حکیمانه سلوک کنید. پس وقتی که رسول خداوند میگی که ما باید سالک باشیم، اشاره داره به زندگی ما. زندگی یک مسیحی، رفتار یک مسیحی و نقط نظر و دیدگاه یک مسیحی و کل زندگی من و شما یک سلوک هست، یک شیوهی گام برداشتن هست. اختیکه پولس رسوم اونو رو تشبیح می کنه به گام برداشتن، شما می دونید که گامبرداشتن نیاز داره به همه بدن انسان ها. شما کسی رو نمیرونید که گامبر می داره و سالکه و اون داره روی یک پاش می جهه. نه، گامبرداشتن و سالک بودن نیاز داره به همه بدن آدمی. کل بدن آدمی در این حرکت و در این سلوک به کار میره. در این حال، بقاومت هست، هدف هست، تداوم هست و پایداری هست و همه اینها در اون سلوک خلاصه میشه. بساخت اینکه به سلوک کردن فکر میکنیم. این تحبیری هست از نحوه زندگی یک مسیحی. زندگی یک مسیحی باید شامل همه موجود ما بشه. و گامبرداشتن شامل زهن میشه که باید فکر کنه و بدن باید ارادهش رو داشته باشه و تمایلش رو داشته باشه و اراده مصمم باشه تا این کار رو انجام بده. و هر کدوم از این ها رو کنار بزنید فرد پیش نمیره. پس ما باید مصمم باشیم به عنوان یک مسیحی و علاوه ما باید اون اشتیاغ و تمایل قلبی رو داشته باشیم و باید مسمم باشیم تا پیشرفت کنیم. بس همه این اناصور در این عبارت سالک بودن خلاصه میشه. ما مسیحیان کسانی هستیم که سالک هستیم که گام برمیدنیم. و شما میدونید هرچند که ما گام برمیدن و یا سالک هستیم که در جهانی که مسیحیان بسیار از لحاظ روحانی ضعیف هستند. و عده زیادی در بسیاری از کلیسی ها میگن من همکنون همه چیز رو میخوام. باید بیاد داشته باشیم دوستان عزیز زندگی مسیحی گام برداشتن مسابقه دو نیست بلکه ما باید با تداون و مرتب پیش بیریم. پس یک هدفی هست و ما به تردیج به سوی اون هدفی که داریم پیش میریم. و هدف ما این است که به شباحت مسیح درمیریم و تا زمانی که اون ما رو با خود از این جهان نبره و یا از جهان به این جهان باز نگرده ما باید به این مسیر خود ادامه بدیم. شیوهی گام برداشتن هست. وقتی که ما به مسیح فکر میکنیم، باید نحوه زندگی، کار، پرستش، زمان و همه ی وجود ما رو مورد تأثیر قرار بدهیم. دوستان عزیز، شیوهی که ما سالک هستیم یا زندگی مسیحی خود رو در این دنیا اراعه میدیم، این باید انجیر رو به دیگران برسونه، این رو واقعی کنه. تا وقتی که ما رو میبینن، بدونن که این ها حقیقت داره. و بارها گفته شده جهان و مردم خارج از ملک قدر خداوند مراقب ما هستن، ما رو نگاه میکنن. به ویژه اگر بدونن که ما مسیحی هستیم، میخوان مچ ما رو بگیرن و ثابت کنن که ما ریاکار هستیم. اینا واقعا میخوان بدونن آیا ما واقعا ایمانداری هستیم و اونچی رو که میگیم بهش عمل میکنیم یا این که صرفا ریاکار هستیم و یک حرفی رو میزنیم. اما به اون عمل نمیکنیم. این چیست که مردم واقعا بهش ایمان دارن، باور دارن. اینا فکر میکنند که مسیحیان همه ریاکار هستند. اما چون یک عده ی بسیار اندکی از مسیعیان ظاهری این گونه رفتار کردن، مردم فکر می کنن که همه این گونه هست. بس ما باید نشون بدیم با زندگی خود، با سلوک خود در این جهان که ما ریاکار نیستیم و با ملکت و خداون تعلق داریم. افسیسیان فصل چهار نگاه کنیم، ما در میابیم که اونا نیست گامبر می دارن. اما وقتی که به فصل چهار نگاه کنیم، فصل هیفده و هیجده می بینیم که اونا چگونه فکر می کنند.
وقتی که به رساله ای افسیسیان نگاه می کنیم به این عبارت گامبر داشتن و یا سلوک بارها و بارها مباجه می شیم. حالا به آیه 17 و 18 در فصل 4 ایفسیزیا نگاه میکنه که پولستیونین میگه پس این را میگویم و در خداوند تأکید میکنم که رفتار شما دیگر نباید هماناد اقوام دور و از خدا باشد که در بطالت ذهن خود رفتار میکنند در بطالت زهن خود سالک هستند. اقلان ها تاریک شده و به علت جهالتی که نتیجی سخت دلیشان هست از حیات خدا به دور افتادند.
چه توصیفی هست از کسانی که خارج از ملکوت و خداوند و کسانی که من و شما قبل از این که خداوند ما رو نجات بده ما صرف انها رو محکم نمی کنی بلکه ما نیست. مسیح رو نمیشه ناخدیم، عقل ما تاریک شده بود و به علت جهالتی که داشتیم از حیات خداون به دور بودیم و تعول روحانی و ایمان مسیحی یک موجزه هست و زندگی ما رو کاملا دگرگون می کنه و باعث پیشرفت روحانی می شه و با فیض خداون و با قدرتی که خداون به ما می ده اون من قدیم انسان نفسانی رو در خود می کشیم و زندگی رو داریم که شا خداوند و خوشنود می سازن.
بس کتاب مقدس به زندگی ما به سلوک اشار می کنه. و امیشه گفت صرفا دو نوع مردم در این جهان وجود داره. از اینگاد خداوند. کسانی که داخل ملکوت و خداوند هستند و کسانی که خارج از ملکوت و خداوند هستند. کسانی که به مسیح تعلق دارند. و کسانی که به او تعلق ندارن، اینو در آیه پنج می بینیم، فصل چهارم کولیسیان، به هم مردمان بیرون حکیمانه سلوک کنید یا حکیمانه رفتار کنید. از یاد نبرید کسانی که به مسیح تعلق ندارن، مردمان بیرون محسوب می شند.
و علاوه این باید ما رو فروتند ساز. آیا ما واقعا زرنگتر از دیگران بودیم؟ آیا ما عقلمون بهتر از دیگران کار میکرد؟ آیا ما تحصیل کرده بودیم که خداوند ما رو برگذید و غیره؟ آیا من شانسم خوب بود که مسیح رو یافتم؟ نه، همه اینها به خاطر فیض خداونده. فیض خداوند که ما رو برگذید و نجات داد. و هرگز نباید افتخار کنیم که مسیحی شدیم و خدابند ما رو نجات داده برکی باید دلیمون پر از احساس همدردی باشه برای دیگران برای مردمانی که بیرون از ملکوت هستن و برای اونها فکر کنیم برایشون شفاعت کنیم و اونها رو ازیاد نبریم
و وقتی که میگیم مردمان بیرون یعنی کسانی که خارج از ملکوت مسیح هستن رستگاری به اونها تعلق نداره، اونها یک نجات دهنده ندارن، اونها گناه ها نشون بخشوده نشده، اونها وارد بهش نخواهند شد، اونها با خداوند مشارکت ندارن. افسوسیان فصل دو به ما میگه که وضعیت کسانی که خارج از ملکوت و خداوند هستند چه هست؟ به اون برکاتی که اونا از دست میگیرند چقدر فراوان و نام اونا در کتاب حیات نوشته نشده؟ خداوند دعای اونا رو به شویه که دعای ما رو میشنوه نمیشنوه؟ خداوند پدر آسمانی اونا نیست؟ اونا کاملا خارج از ملکوت و خداوند هستند؟ و در راه وسیع هستن، در حرکتن و اون به کجا منتحی میشه؟ به حلاکت عبدین. این وضعیت تمام کسانیز که خارج از مسیح هستن.
و اگر خداون هنوز شما رو نجات نداده و تحول روحانی در شما رخ نداده، کتاب مقدس به شما میگه شما کسی هستید که بیرون هستید، بیرون ملکوت و خداون. نجات تهنده ای ندارید و هنوز اون حیات به شما داده نشده تولد روحانی در شما رخ نداده شما ایمان ندارید با این چیزی که واقعا واضح هست کاری که مسیح برای نجات گناهکاران انجام داده بر روی سلیم برای هر گناهکاری که توبه کنه به او ایمان بیاره شما به او ایمان ندارید و اون تحول روحانی رو در خود ندارید.
بس دو گونه افراد وجود دارن. کسانی که در خارج هستند و کدانی که در ملکوت خداوند قرار دارند. و ما باید برای اونها احساس همدردی کنیم و با اونها شهادت بدیم. وقتی که پولست رسول به ما این سخنانو میگه واقعا ما چه کاری رو باید انجام بدیم؟ این خیلی عملی هست و بسیار ساده هست که هر یکی از ما قادریم اون رو انجام بدیم. در بعدی از کلیسه ها میگن ما تعالیم مسیحی رو نمیخواییم چون این ها ذهنی هست و عملی نیست. نه دوستان عزیز تعالیم مسیحیت کاملا عملی هست. وقتی که پولست به ما میگه میگه با مردمان بیرون حکیمانه سلوک کنید. در طول این رساله پولست رسول هر بار برمی گرده و به ما میگه چگونه حکیمانه برخورد کنید، زندگی کنید.
به فصل یک با عنوان مثال اگه نگاه کنیم این موضوع برمی خواییم. آیه نه چونین میگه از همین رو از روزی که این را شنیدیم از دعا کردن برای شما باز نیستادیم بلکه پیوست از خدا میخواییم که شما از شناخت اراده او در هر حکمت و فهم روحانی پر شوید. و بعد همین موضوع حکمت رو در آیه 28 میبینیم.
فصل 1 رساله کولسیان که بولست میگه ما او را وعظ میکنیم و هر کس را هشتار میدهیم و با کمال حکمت میاموزیم. موضوع حکمت در اینجا نیست تکرار شده و فصل دو آیه ثوم که راجب مسیح صحبت می کنه که در او همه گنج های حکمت و معرفت نحافته است و بعد فصل ثوم آیه شونزه که می رسیم چونین می خونیم کلام مسیح به دولتمندی در شما ساکن باشند با کمال حکمت یک دیگر را پند و تعلیم دایید.
این موضوع حکمت چقدر تکرار شده در این رساله. حکمت به چه معناه هست؟ حکمت با ترس از خدا شروع میشه. اون حکمت روحانی با این شروع میشه، ترس از خدای واقعی و شناخته. این رو در امثال سلیمان میبینیم فصل یک آیه هفته، همچنین فصل چار آیه هفت، سلیمان به ما میگه حکمت اون موضوع اصلی هست در زندگی یک مسیحی.
این موضوع هست که او این حکمت خداداد رو داشته باشه و این حکمت خداوند به ما ببخشه و این رو در یعقوب فصل 3 دیدیم و میتونید بعدا به اون فصل برگردید و نگاه کنید. و مینید کلام خداوند چقدر داجه به حکمت صحبت میکنه. به حکمت به این مناست که ما کلام خدا را بدونیم و اون را در هر بخشی از زندگی روحانی خود بکار بوریم. این بسیار ساده است.
اگر شما قادر باشید که کلام خداوند را درک کنید و اون را در هر بخشی از زندگی خود و زندگی روحانی خود بکار بگیرید شما حکمتتون کامل هست. اما ما می دونیم که ما بسیار جاهل هستیم و ما حکیمانه سالک نیستیم به این دلیلی که رسول به ما حشتار می دهی که حکیمانه رفتار کنیم بلیس رسول لعیف سسیان فصل پنج به ما می گه سلوک شما با مراقبت فراوان باشه، حواستون به جمع باشه مثل یک گوسفند نباشید که دنبال گله به راه میفتید، بلکه کلام خدا را به دقیقت متعلق کنید.
و حکمت به قدر نایاب هست که ما از خداوند میخواییم که اون را به ما عطا کنید. یعنی قوف اصلی ایک آیه پنج به ما میگه اگر حکمت میخوایی چه کار کنید؟ برید متعلق کنید؟ نه و میگه از خداوند بخوایید. از خداوند بخوایید و خداوند به صادقی اون رو به شما عطا می کنید. بس این حکمت خداوند اون رو به ما می بخشه اگر اون رو از اون بخواییم.
لذا نباید هیچ کایی رو انجام بدیم که باعث بشه مردم از انجیل زده بشن. شیوه صلوه که ما در این جهان و در کلیس ها به نفس که باسه ناراهتی و زده شدن مردم نشن. و این حکمت شامل برخورد شما با همزایتون میشه، با کسانی که خارج از ملکوت هستند، باید بسیار محترمانه برخورد کنید، مهربان باشید، احساس همدردی داشته باشید. و این حکم خداوند هست که به ما مسیحیان میدم.
ایک فرد مسیحی به عنوان مثال اگر فصل 14 امار آیه 47 چنین میخونیم که اولین ایمانداران، ببخش امال رسولان فصل دو میگه اولین کسانی که ایمان آوردند، وقتی که دور هم جمع شده ما میخوییم که اونها همه ای مردم از اونها راضی بودن. آیه 247 چنون میخوییم خدا را حمد میگفتند و تمامی خلق ایشان را عزیز میداشتند. حتی کسانی که مسیحی نبودند، این افرادی رو که ایمان آوردند، اینها رو عزیز میداشتند.
چون میدونی اتفاقات شگفتی در بین اونها رخ داده و اینها واقعا چنان افراد دوست داشتنی هستند که مردم واقعا اونها رو عزیز میدونند. و ما عارضه اون این هست که هر مسیحی به این شیوه حکیمانه رفتار کنه که عزیز مردم بشه و اجازه ندیم که تا غیبت و بدخویی و پشت سرهمگویی در کلیسا سورت بگیره و این چیزی هست که کلیسا رو نابود میکنه. این اتفاقی هست که خارج از کلیسا در بین مردم بی ایمان روخ میده و این نباید در کلیسا باشه و اطلاعاتی رو که شما نمیدونید حتی اون طرف رو نمیدونید واقعاً چون این حرفی رو زده و در این موضوع دخالتی داره، اون رو بیان میکنید و تکرار میکنید و غیبت میکنید. پس این اطلاعاتی رو که کاملاً از اون یقین ندارید به دیگر را نباید برسونید.
بینگونه است که ما حکیمانه سلوک میکنیم، چه در بین همساره ها، چه در کلیسه ها، تا همه شایعات و دروغ هایی که علیه ما میبافن ثابت بشه که ا و وقتی که خداوند به ما میگه با کسانی که خارج از ملکوتن حکیمانه سلوک کنید دوست دلیل میشه برای این آورد و یا دوست دلیل که میشه به ما کمک کنه که چگونه با کسانی که در مسیح نیستن با حکمت رفتار کنید و اینو در ابتدای همین آیه میخونیم و از هر فرصتی بیشترین بهره را بگیرید. که در انتهای آیه 5 هست.
اولین موضوعی که پولست به ما میگه که به ما یاری بده تا زندگی حکیمانهی داشته باشیم اولین موضوع این از که زمان رو درست به کار بگیریم و موضوعی دوم این از که زبان خود رو درست به کار بگیریم، سخنان ما پر از فیض باشد. ببینید، حکمت و زمان کاملا به هم ارتباط دارن. ضرورت نداره من این موضوع رو به شما بگم.
مضمور نوت آیه دوازده که داود میگه خداونده به ما یاداور شد که روزهای خدا بشماریم بدونیم چقدر این دنیا داریم تا عرضش وقت رو بدونیم و عیوب در فصل هفت میگه زمان مثل یک تیر که از کمان خارج بشه به سرعت میگذره و زمانی رو که از دست دادید به هیچ وش نمیتونون رو به دست بیایید و ما نیستیم که زمان رو میکشیم بلکه زمان هست که ما رو میکشه و هنچیک زمان میگذره ما پیرتر میشیم و سه مرتبه در عهد جدید به ما گفته شده که فرصت رو غنیمت بشماریم از اون درست وحده بگیریم به ما گفته شده که این ایام شریری در اون هستیم و باید زمان رو به نفه درستی از اون استفاده کنیم.
خداوند ما یسایی مسیح زمان رو به درستی ازش بهرگرفته. می دونید با عنوان مثال مسیح زمانی که ظاهر شد و تناسخ یافتر زمانی ظاهر شد که زمان مقدر بود، زمان مناسب بود، جهان آمد. و در زمان مناسب و دقیقا متابق نبووت کلام جان خدا فدا کرد. قلاتیان فصل 4 آیه 4-6 این موضوع به ما یاداوری میکنه. و مسیح زمان رو بهترین بهره رو از اون گرفت. و ما با هر فرصتی رو که داریم از اون استفاده مقدسی بکنیم.
قلاغتی که ترجمه شده از هر فرصتی بیشترین بهره را بگیرید بین مناست که زمان رو بازخرید کنید. و این کاملا لغت تجاری هست که ترجمه هزاره ترجمه بسیار بدی هست. بین مناست که ما زمان رو بازخرید کنیم. هر فرصتی که به ما داده میشه از اون استفاده کنیم. اگر قرار شما کائی رو امروز انجام بدین اون رو به فردا وانک زارید. و کاری که باید انجام بشه اونو به تعویق نیندازید. دیویژه اگر مربوط به ملکوت و خداوند هست و رسوندن بشارت به دیگران. زیرا ممکنه اگه این فرصت رو از دست بدید دیگه به دست نیارید. و اگر شما فرصتی ندارید که با دیگران صحبت کنید راجع به مسیح یا پیام رو به دیگران برسونید این واقعا اشتباه هست. ما باید از هر فرصتی استفاده کنیم برای جلال خداوند خداوندی که ما رو دوست داشت و می دونین دوستان عزیز در سویزلند راجع به ساعت سویسی صحبت میکنید و شما می دونین که سویس ها چقدر به خاطر این که زمان رو حفظ میکنند چقدر مغرور هستند و قطارای اونا سر ساعت میاد اما وقتی که میگن ساعت های سویست، این به خاطر ساعت هاشون نیست، بلکه به خاطر جان کلوین هست که مفسر کلام خداوند هست در قرن 16 و اون راجع به بازخرید طعم زمان سخنانه کرد و معاوزه کرد به مدت طولانی و باعث و اون میگه که هر ثانیهی از زندگی ما باید بابت اون به خداونت جواب پس بدیم و به خاطر سنتی که اون به جا گذاشت این مردم سویس بسیار وقت وقت رو مهم میدونند و در گذاشته میدونید چرا در گذاشته بیرون کلیسا یه ساعتی رو میذاشتن. به خاطر این که مردم وقتی که به کلیسا میامد، دیر میرستن، اینا احساس شرم کنند. ساعت اون بالای کلیسا ببینند و ببینند که دیر کردند و غیره. امروز ما ساعت رو میذاریم توی کلیسا و مردم بهش نگاه میکنند و عجل دارند سریع از کلیسا برند بیرون. موضوع برعکس شده و مردم به ساعتشون فکر می کنن که نگاه می کنن که کهی معوضه تموم بشه تا ما بریم دنبال کارمون.
و از این موضوع اول حکیمانه رفتار کنید با کسانی که بیرون ملکوت هستند و از هر فرصت بیشترین بهره را بگیرید یا زمان را بازخرید کنید و نکته برد رای شش سخنان شما همیشه پر از فیض و سنجیده باشد. یا نمکین. تا بدانید هر کسا چگونه پاسخته اید.
در هر ازمانی که صحبت می کنید با دیگران در اون فیض و آمیخت با نمک باشد. و کلام ما و سخنان ما واقعا شگفتی هست. اینش گفتیه که ما میتونیم صحبت کنیم و ما میتونیم این پیام امید، پیام تسلی، پیام هشتار، پیام نیک رو به دیگران برسونیم و نباید بر دبان ما سخنان بد و یا خشمگی نانه و یا کسیف جاری بشیم یا سخنانی که دیگران رو خار شماره و کوچک کنه وقتی که پولست میگه سخنان شما همیشه پر از فیض باشه، او اشاره میکنه بگه که مسیحی که درو فیض هست، دلش پر از فیضه. و اگر دل شما پر از فیض باشه، سخنانی که از دهان شما جاری میشه توامه با فیضه.
بعضی از مردم حتی وقتی که توی خواب هستند، صحبت میکنند و سخنان از دهانشون خارج میشه. و معاققینی که حساب کردن کسی که به طور معمولی صحبت میکنه در طور روز حدود سی هزار لغت رو در طور روز ازش استفاده میکنه و میشه حط بزنید اگر سخنان هر روز خود رو مثلا سی هزار لغت رو میشه با اون یک کتابی رو چاب کنید و همه ی کلامتون رو در طول زندگی که بر زبان آوردید میشی یک کتاب خونه رو با اون سخنان پر کرد. به این معناه که ما خیلی صحبت می کنیم.
امثال و رساله یعقوب به ما زیاد میگه که راجب چگونه زبان خود رو کنچول کنیم و قبل از این که صحبت کنیم باید فکر کنیم دیگه از کلامی که خارج شد از دهان ما اونو نمیتونیم برگردنیم و وقت شما بی کسی ایمیل بزنید دیگه ایمیل رو نمیتونید برگردنید دیگه ببخشید اونو باطل کن نه سخن ما وقتی که از دهان خارج میشه اونو نیمیشه برگردن. اینجا باید مراقب زبان خود باشیم. در غیر این صورت باید زبانمونو گاز بگیر. زبان شما میتونه بدترین دشمن شما باشه. و مشکلات زیادی رو برای شما به بار بیاره. و خداوند ما ایسای مسیح گفت برای هر کلام باطلی که گفتید کلام بیهودهی باید حساب بستهید.
پس سخنان ما چگونه باید باشه؟ نه باید سرسرانه باشه، باید مراقب باشیم هر سخنی رو که بر زبان میاریم. در گذشته مفسرین میگفتن که اگر تنها هستید، مراقب افکار خودتون باشید. وقتی که در خونه هستید با خانوادتون مراقب رفتار و اخلاقتون باشید وقتی که در خیابون و در جامعه اصلایی مراقب سخنانتون باشید و این درسی است برای هریک از ما و پولس رسول به ما میگه سخنان شما نمکین باشه به معنای سنجیده و یا خوش آیند و نمک صحبت از فیز می کنه و این فیضی که در دل یک مسیح است و می دونین نمک حواس زیادی داره، این هفت می کنه، همایت می کنه، به طعم می ده، به غذا و غیره و همون روی این که به غذا شما یه مقدار نمک می زنید، نمک زیادی نیمی زنید و امیدون منا سخنان ما، نحوه شیوه ی بیان ما باید به نحوه درستی باشه و یه مقدار نمک بد نیست اما نمک زیاد غذا رو باطل می کنه.
پس سخنان شما باید پاک و پر از فیض باشه. بله دوستان عزیز ما اعتقاد داریم به نجات و اساس فیض. یعنی خداوند ما رو به خاطر فیضش نجات می ده. و ما وقتی که با دیگران که خارج از ملکوتن صحبت می کنیم، باید این فیض رو به کار ببریم. حرفایی که بد هست و یا توهین آمیزه به کار نبریم. وقتی که به عنوان مثال شما در محل کار هستید و می خواید به همکارتون راجب مسیح شهادت بدید، اگر شما با سخنان خود او رو کوچیک بکنید، خار کنید، چگونه انتظار دارید چون این فردی از شما به پیام شما گوش بده؟ شما با رفتار و سخنان خود باعث بی احترامی انجیل شدید.
این دلیلی که پولست میگه سخنان شما همیشه پر از فیض و سنجیده باشد. چه در خونه، چه در خیابان، چه در محل کار. همیشه در هر کجا مراغب باشید چه سخنی رو میگید، چگونه به زبان میارید. حتی چرا لحن زبان شما چگونه از که حتی لحن سخن گفتن ما هم با خودش یک پیامی داره. کاش من میتونستم این رو به نحوه شیرینتری بیان کنم. اما گاهی ما باید تحکید کنیم بر این موضوع که احساس ما در موقعی صحبت کردن بروز میکنه. اما این احساس نباید باعث باشه که ما بر سر مردم فریاد بزنیم. که زنین که خارج از ملکوتان با اونها مهربان باشیم. بصورت مصبت با اونها صحبت کنیم.
یعقوب به ما میگه دین واقعی این از که ما بتونیم زبان خود را لعام بکشیم و اگر واقعا شما نتونید زبان خود را کنترول کنید هرگز قادر نخواهید تا بدن خود را کنترول کنید زیرا این دو باهم کار میکنند و به علاوه هرگز راجع به کلیسا و یا یک مسیحی به یک کسی که خارج از ملکوته از صحبت بد نکنید شگون انتظار دارین چون این فردی به کلیسا یا به مسیح احترام بگذاره؟ وقتی که شما در برابر اونا بدگوی کلیسا و یا مسیحیان رو می کنید.
ادهی هم هستن که هر چیه که به ذهنشون میاد سریع به زبان میارد. این کار رو انجام ندید دوستان عزیز. شما عقاید و نظراتون که سریع به ذهنتون میاد فوری به زبان نیارید، بلکه مراقب باشید. و بگذاری تا سخنان شما سنجیده باشه. قبلن راجبون به درستی فکر کرده باشه.
و به عنوان یک مسیحی باید با خود فکر کنیم که من میخوام به عنوان یک مسیحی با دیگران به نفعی صحبت کنم که این واقعا مشتاق پارسایی و مشتاق یافتن خدای واقعی بشه. و این گونه از که ما به عنوان یک مسیحی حکیمان سالکیم، از هر فرصتی استفاده می کنیم، وقت رو هدر نمی دیم، سخنان ما پر از فیض هست و این گونه هست که یک مسیحی، مسیحی واقعی باید زندگی کنیم.
رفتار شایسته یک مسیحی
Christian Conduct (Persian)
| Sermon ID | 11218859274 |
| Duration | 38:44 |
| Date | |
| Category | Sunday Service |
| Language | Persian |
© Copyright
2026 SermonAudio.